تئاتر مکرون زحمتکشان جهان را فریب نخواهد داد

اطلاعیه شماره ۱۴

 

«مکرون در پیامی در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) نوشت که تصمیم فرانسه درباره به رسمیت شناختن یک کشور فلسطینی در سپتامبر ۲۰۲۵ در مجمع عمومی سازمان ملل رسما اعلام خواهد شد.» (بی بی سی – فارسی)

رئیس جمهور فرانسه مکرون در عین حال اعلام کرد که: «اولویت فوری امروز این است که جنگ در غزه متوقف شود و جان غیرنظامیان نجات یابد.» (همانجا)

نقل قول دوم مکرون یک حرافی دغلکارانه‌ایست که همه کشورهای سرمایه‌داری در مورد مردم غزه خود را پشت  آن می‌پوشانند. از ترامپ فاشیست تا شی جین پینگ امپریالیست تا پوتین جنگ طلب، تا فاشیست‌های آلمانی همه و همه نظاره‌گری خود را در نسل کشی مردم غزه توسط اسرائیل، پشت این نقاب پنهان کرده‌اند.

برای درک بهتر موضع اول مکرون در شناسائی یک کشور فلسطینی باید وضعیت حال مردم غزه را بررسی کرد:

اکنون دوماه است که با فشار آمریکا و اسرائیل سازمان هراس انگیزی به نام “بنیاد بشر دوستانه غزه“ برای “توزیع غذا“ در بین مردم غزه تأسیس شده است. این بنیاد ابزاریست برای کشتار مردم گرسنه و تشنه غزه. هرگاه این بنیاد مردم را برای گرفتن مواد غذائی در محلی جمع می‌کند، بمب‌های اسرائیل بر سر مردم فرود می‌آید و جان صدها تن را می‌گیرد. یکی از افراد این بنیاد که از آن استعفا داده و جدا شده است چنین می‌گوید: «هرگز شاهد چنین بی‌رحمی بی‌هدف و بی‌ملاحظه‌ علیه غیرنظامیان نبوده‌ است.» (بی بی سی - فارسی) حزب مارکسیستی – لنینیستی آلمان MLPD در اطلاعیه‌ای اعلام کرده است که در عرض ۷۲ ساعت ۲۱ کودک غزه‌ای بر اثر گرسنگی و تشنگی جان خود را از دست داده‌اند.

امروز غزه یکی از وحشتناکترین فجایع انسانی را که آمریکا و اسرائیل آن را سازمان داده‌اند، از سر می‌گذراند. تا کنون بیش از ۶۰ هزار از مردم این خطه کشته شده‌اند که ۱۸ هزار نفر آن را کودکان تشکیل می‌دهند. کل منطقه به ویرانه تبدیل شده و هر روز صدها نفر از گرسنگی و تشنگی جان خود را از دست می‌دهند.

مسأله غزه و نجات مردم از این فاجعه انسانی مسأله فردا نیست، مسأله امروز است. امروز آن‌ها از گرسنگی می‌میرند. فردا خیلی از آن‌ها از گرسنگی مرده‌اند. امروز باید کاری کرد.

اکثریت مردم جهان چشم‌های نگران خود را به غزه دوخته‌اند، هر روز هزاران اعتصاب و تظاهرات علیه جنایات اسرائیل و نجات مردم غزه انجام می‌شود بر این زمینه درگیری‌های خیابانی بسیاری بین مردم و پلیس ارتجاعی کشورها رخ می‌دهد

درست در چنین شرایطی که نجات مردم غزه از این فاجعه انسانی عمل مشخص امروز دولت‌ها را می‌طلبد، در شرایطی که آمریکا و اسرائیل هر روز بمب بر سر مردم گرسنه می‌ریزند، در شرایطی که اسرائیل تحت فشار خرد کننده مردم جهان قرار گرفته است، در این شرایط جناب آقای مکرون رئیس جمهور فرانسه پا به میدان می‌گذارد و سعی می‌کند نگاه‌های نگران مردم و کشورها را از غزه به سوی خود معطوف دارد. گرد و خاک به پا می‌کند. مسأله به رسمیت شناختن غزه در سازمان ملل را به مسأله درجه اول جهانی تبدیل می‌نماید.  و دقیقاً این به اسرائیل و آمریکا فرصت بیشتر را در امحاء مردم فلسطین می‌دهد.

خوب، فرض کنیم که آقای مکرون این مسأله را در سپتامبر ۲۰۲۵ به سازمان ملل برد. چه تغییری در شرایط غزه به وجود می‌آید؟ هیچ. فرض کنیم که سازمان ملل آن را تصویب کرد. چه تغییری در وضعیت اسفناک مردم غزه به وجود می‌آید؟ هیچ. تا کنون سازمان ملل چندین قطع نامه در پشتیبانی از مردم غزه صادر کرده است. چه فایده‌ای به حال مردم غزه داشته است؟؟؟ هیچ.

آنچه به مردم غزه کمک می‌کند، کشتی‌های پر از مواد غذائی فرانسوی خواهد بود که با بمب افکن‌های فرانسوی پشتیبانی شود و با قدرت محاصره اسرائیلی‌ها را بشکند. این کمک می‌کند. اگر آقای مکرون صداقت دارد باید چنین کند. فقط در چنین حالتی است که راه‌های کمک رسانی به مردم غزه باز می‌شود. ولی آقای مکرون مثل همه نمایندگان سرمایه‌داری به ویژه امپریالیستی نا صادق و دغلکار است. سرنشینان کشتی مادلین صادق بودند و واقعاً می‌خواستند محاصره مردم غزه را درهم بشکنند. مکرون چنین صداقتی ندارد.

مکرون می‌داند که تمام دولت‌های اروپائی منجمله دولت خودش به علت نظاره‌گری بر جنایات اسرائیل در غزه مورد نفرت مردم جهان هستند، می‌خواهد از این نفرت بکاهد، می‌خواهد محبوب مردم شود، می‌خواهد ظاهراً به لحاظ سیاسی از دولتمردان راستگرا و بعضاً فاشیست آلمانی فاصله بگیرد و جاپای خود را در کشورهای عربی و خاورمیانه باز کند. این آن هدف واقعی است که مکرون دنبال می‌کند. در این هدف مردم غزه هیچ جائی ندارند. همه‌اش حرافی و دغلکاری‌ست. تئاتر مکرون زحمتکشان جهان را فریب نخواهد داد.

نظم کمونیستی

۷ مرداد ۱۴۰۴ (29.7.2025)

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوای مارکسیست شده، سعی میکند تافته جدا بافته باشد، از نظر سیاسی همیشه قدری با دیگران زاویه داشته باشد تا بتواند خود را بنمایاند. برای این خرده بورژوا منافع پرولتاریا محلی از اعراب ندارد، آنچه او را به حرکت در میآورد، مرکز قضایا بودن خودش است. خرده بورژوا عاشق میکرفن است. نشستن در کنار انسان‌های اسم و رسم دار و جا گرفتن در موقعیت‌هائی که بتواند به پول و پله‌ای خود را نزدیک کند، از اهداف همیشگی زندگی اوست.