سلاح زنگ زده تروتسکیستی ۱۳

نویسنده: علی رسولی (ف. ک.)

راکوفسکی از کلیه خرابکاری‌ها و خیانت‌های تروتسکی ازجمله توصیه تروتسکی به او در زمانی که وی در سال ۱۹۲۴ بعنوان سفیر شوروی در انگلستان انجام وظیفه می‌کرد، پرده برداشت. توصیه تروتسکی چنین بود:

«با سازمان جاسوسی انگلستان ارتباط برقرار کند». 

یکی دیگر از همکاران و همدستان تروتسکی شخصی بنام کرستینسکی بود که مدتی بعنوان سفیر شوروی درآلمان خدمت می‌کرد. از طریق کرستینسکی، در آشنائی با یک ژنرال آلمانی بنام هانس فون زکت و توافق رئیس ستاد ارتش آلمان بنام هازه مقرر می‌گردد که در ازای گزارشاتی از اوضاع شوروی و ایجاد تسهیلات ویزائی برای سفر جاسوسان آلمانی به شوروی، سالانه مبلغ ۲۵۰ هزار مارک طلا به دارودسته تروتسکی پرداخت شود که از اوائل سال ۱۹۲۳ به اجرا درمی‌آید. پس از برکناری ژنرال فون زکت از خدمت در سال ۱۹۲۸، هَمِر اشتاین وظیفه‌ی پرداخت پول به گروهک تروتسکی را برعهده می‌گیرد. در این زمان بنابر اقرار کرستینسکی 

«من می‌‌باید پول را از آلمانی‌ها دریافت کرده و سپس به من پیشنهاد داده بود که یا آن‌ها را به مسکومنتقل کنم و یا به رفقای فرانسوی او، رومر، مادلین پاز و دیگران بدهم» [مأخذ: توطئه بزرگ - جلد سوم - گردآورنده]

و بنابر اقرار کرستینسکی این جریان در سال‌های بعد نیز در زمان حاکمیت نازی‌ها در آلمان ادامه یافت.

قدرت‌گیری نازی‌ها درآلمان برای تروتسکی امید بخش بود. آلمان نازی برنامه دیر یا زود تهاجم و تجاوز به شوروی را در سر داشت. تروتسکی بر روی آینده‌ی پیروزی آلمان نازی بر شوروی حساب‌ها باز کرده بود. او در همدستی با گشتاپو از هر امکانی استفاده کرد. در سال ۱۹۳۲ زمانی که برای یک سخنرانی در جمع سوسیال دموکرات‌های هلندی انترناسیونال دوم ـ درست خوانده‌اید، انترناسیونال دوم ـ رفته بود، با برمان یورین و داوید فریتز، دو تروتسکیست آلمانی در کپنهاک ملاقات داشت و آن‌ها و چندتن دیگر را در ارتباط با سازمان جاسوسی آلمان درآورد و به منظور ترور و تخریب، روانه شوروی کرد. در حالیکه حزب کمونیست آلمان در مبارزه علیه هیتلر در پی ایجاد وسیعترین جبهه‌ی ممکنه مقاومت بود و درخواست همکاری را حتی به سوسیال دموکرات‌ها اعلام می‌‌داشت ـ که هر بار پذیرفته نشد ـ، تروتسکی به جای افشای سیاست پاسیفیستی سوسیال دموکرات‌ها در برابر قدرت گیری نازی‌ها، لبه تیز حمله را متوجه کمونیست‌های آلمانی و حزب کمونیست کرد. در ۲۷ فوریه ۱۹۳۳ تلمن رهبرحزب کمونیست آلمان به نمایندگی از سوی حزب کمونیست برای چندمین بار اعلام داشت که:

«حزب کمونیست همواره آمادگی استوار و تخطی ناپذیر خود را برای مبارزه مشترک به همراه کارگران و هر تشکلی که تمایل مبارزه علیه فاشیسم را دارند، اعلام داشته است. ... به نام صدها هزارعضو حزب کمونیست، بنام شش میلیون کارگری که در انتخابات اخیر مجلس، اعتماد خود را به حزب کمونیست ابراز داشتند، دست خود را برادرانه به سوی شما اعضاء و فعالین حزب سوسیال دموکرات، اتحادیه‌های آزاد وعلاوه بر آن، میلیون‌ها کارگرغیر حزبی، برای مبارزه مشترک علیه فاشیسم دراز می‌کنم. تلمن». 

تروتسکی نه تنها به این دعوت مبارزه علیه فاشیسم هیتلری پاسخ مثبت نداد، بلکه حمله‌ی لفظی و قلمی‌ علیه حزب کمونیست را شدت بخشید و فرمان انحلال گروهک تروتسکیست‌ها در آلمان را به منظور جلب نظر بیشتر نازی‌ها صادر کرد. سیاست خدمت به بورژوازی سیاست عمومی تروتسکی بود. در زمانی که در سراسر جهان، مبارزه علیه فاشیسم، اهمیت بسزائی یافته بود، تروتسکی در فرانسه دستور صادر کرد که تروتسکیست‌ها به حزب سوسیال دموکرات انترناسیونال دوم بپیوندند و در آمریکا، اندک تروتسکیست‌های به دور خود را در سال ۱۹۳۴ روانه‌ی پیوستن به حزب رفرمیستی موسته کرد. تروتسکی در اسپانیا، بزرگترین خدمت را به فرانکو انجام داد. در حالی که نیروهای ضد فاشیست و مخالف فرنکو در حال پیشروی و تحکیم قدرت خود بودند، تروتسکی از وحشت قدرت گیری حزب کمونیست که به علت مقاومت در برابر نیروهای فاشیستی فرانکوو جانبازی‌های کمونیست‌ها، از محبوبیت خاصی در بین توده‌ها برخوردارشده بود و اعضایش به بالغ از دویست هزار نفر رسیده بود، برنامه‌ی تخریب در جبهه‌ی واحد ضد فاشیست را به اجرا درآورد. تروتسکی، شخص اندریاس نین و تشکل او به نام "حزب اتحاد مارکسیستی کارگری" را به برنامه‌ریزی یک کودتا علیه جبهه واحد ضد فرانکوو تحت عنوان دروغین و چپ نمائی مبارزه علیه بورژوازی، تحریک کرد. کودتا، ناموفق ماند ولی باعث تضعیف نیروهای ضد فرانکو و بدبینی شدید بین آن‌ها گردید و پیشروی‌های بعدی نیروهای فرانکو و شکست انقلاب اسپانیا را سبب شد. در حالی که کمونیست‌ها می‌کوشیدند، انقلاب دموکراتیک و ضد فاشیستی را به سرانجام رسانند تا در زمان مناسب و پس از پیروزی انقلاب اول، انقلاب دوم یعنی سوسیالیستی را آغازکنند ـ مشابه تقریباً آنچه که در روسیه بوقوع و پیروزی رسیده بود و با توجه به مقتضیات و ضرورت‌ها و خصوصیات کشوری ـ، تروتسکی و تروتسکیست‌ها که نیروئی قابل توجه نبودند، موعظه و کارشکنی را پیشه کرده بودند. در حالی که با یاری کمینترن 

«درمجموع ۵۹۰۰۰ نفر در بریگاردهای بین‌المللی شرکت داشتند که بیشترین تعداد از کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان بودند.» (ویکی پدیا)،

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوای مارکسیست شده، سعی میکند تافته جدا بافته باشد، از نظر سیاسی همیشه قدری با دیگران زاویه داشته باشد تا بتواند خود را بنمایاند. برای این خرده بورژوا منافع پرولتاریا محلی از اعراب ندارد، آنچه او را به حرکت در میآورد، مرکز قضایا بودن خودش است. خرده بورژوا عاشق میکرفن است. نشستن در کنار انسان‌های اسم و رسم دار و جا گرفتن در موقعیت‌هائی که بتواند به پول و پله‌ای خود را نزدیک کند، از اهداف همیشگی زندگی اوست.