اسرائیل در کجای ایران روی تخم می‌خوابد و جاسوس می‌پرورد؟

«از آغاز حمله اسرائیل به ایران، شبکه جاسوسی رژیم صهیونیستی به شدت در کشور فعال شد؛ نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایرانی طی ۱۲ روز موفق شدند بیش از ۷۰۰ تن از آنان را دستیگر کنند.» (دنیای اقتصاد)
به این ترتیب رژیم فاشیستی ایران در عرض ۱۲ روز ۷۰۰ نفر را دستگیر کرده و در همان ۱۲ روز برایش مشخص شده است که همه این‌ها جاسوس اسرائیل هستند. معمولا جاسوس‌ها انسان‌های نخبه و کارآمدی هستند. دارای تجارب بسیار در زمینه غافلگیری و فرار می‌باشند. آن‌ها دوره دیده‌اند. لذا به این آسانی در عرض چند روز به شغل شریف خود اعتراف نمی‌کنند.
فراجا در ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ خبر از دستگیری‌های گسترده‌تر دیگری می‌دهد: «در جنگ ۱۲ روزه ۲۱ هزار مظنون را دستگیر کرده‌ و «توطئه» یک تجمع را در تهران خنثی کرده‌اند.»
حمله اسرائیل که در سه نوبت و با اهداف دقیق استراتژیک – تاکتیکی انجام گرفت، محل استقرار موشک‌های ایران را بخشاً نابود کرد، پدافند هوائی ایران را مورد حمله قرار داد و بعد با چندین تهاجم سعی کرد مراکز هسته‌ای ایران را نابود کند. به لحاظ سایبری نیز توانست رابطه فرماندهی و مراکز مختلف ایران را دچار اشکال جدی نماید.
دولت ایران که در مقابل چنین حمله همه جانبه و هدفمندی غافلگیر شده بود، عدم کارآئي خود در مقابل اسرائیل را با تهاجم به مردم و ایجاد رعب و وحشت اتهام جاسوسی به افراد ناراضی جبران نمود. در کل کشور جو امنیتی شدید ایجاد کرد و ۷۰۰ نفر را در همان روزهای جنگ و پس از آن  و امروز جمعاً ۲۱ هزار نفر را نیز دستگیر نموده است.
سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی اسرائیل در ایران جاسوس پرورش نمی‌دهد که بداند یک سبزی فروش یا میوه فروش یا یک فروشگاه زنجیره‌ای با یک کیلو خیار چقدر سر مردم را کلاه می‌گذارد. اسرائیل می‌خواهد از طریق جاسوس‌های خود به اهداف استراتژیک – تاکتیکی رژیم ایران در ساختن سانتریفوژها و علل بالا بردن درصد غنی سازی، مقدار اورانیوم غنی شده، تعداد موشک‌های میان برد و یا دور برد، محل آن‌ها، فناوری‌هائی که رژیم در اختیار دارد، تأسیسات اتمی ایران، محل آن‌ها، سوخت و ساز درونی آن‌ها، پی ببرد. حتی ممکن است اسرائیل علاقه‌مندی خاصی داشته باشد که بداند صنایع ایران چگونه در کشور گسترده شده است و با چه ظرفیتی کار می‌کند. شاید علاقمند باشد که وضعیت یک کارخانه مشخص را نیز بداند و برای آن جاسوس پرورش دهد ولی این جاسوس را از کارگران و زحمتکشان آن کارخانه انتخاب نمی‌کند. زیرا امکان آن‌ها در بدست آوردن اطلاعات همه جانبه از کارخانه اندک است و به دلیل تعلقات طبقاتی خود کمتر به این چنین دسیسه بازی‌هایی وارد می‌شوند. اسرائیل در این کارخانه از سرکارگر جاسوس می‌سازد یعنی از نماینده بورژوازی در بین کارگران جاسوس تربیت می‌کند.
رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا در همان اوان بعد از جنگ می‌گوید: «کارآگاهان پلیس در ۴۸ ساعت گذشته موفق به کشف ۱۰۷۳ دستگاه ریزپرنده و هزار دستگاه بی‌سیم از یک خودرو شدند.»
دولت مردان رژیم اعتراف می‌کنند که این ریزپرنده‌ها در داخل ایران مونتاژ شده‌اند. اسرائیل آن‌ها را با کمک جاسوسان خود که در گمرک و مرزها مستقر و آدم‌های مقام داری نیز هستند، وارد می‌کند، به مکان‌های مشخصی می‌فرستد، آدم‌های دوره دیده‌ و تحصیل کرده‌ای آن‌ها را مونتاژ می‌کنند و در موقع معینی توسط متخصصین دیگر آن‌ها را به کار می‌اندازند. در عین حال اسرائیل بدون داشتن جاسوس‌هائی در بدنه و رأس دولت جمهوری اسلامی ایران قادر به چنین عملیات گسترده‌ای برای مدت طولانی نیست.
در نتیجه اسرائیل در بین زحمتکشان ایرانی و غیر ایرانی، در بین خرده بورژوازی فقیر و میان حال ایران برای پرورش جاسوس تخم نمی‌گذارد بلکه بین اعضای دولت از بالا تا پائین و بین قشر متخصص بورژوازی در بدنه جامعه و خرده بورژوازی مرفه، روی تخم می‌خوابد. در بیانیه چهار تشکل کارگری نیز این مفهوم مستتر می‌باشد. در بیانیه چنین آمده است: «اینکه کارگران زحمتکش افغان را به جاسوسی برای موساد متهم می‌کنند، نه تنها مضحک، بلکه بی‌شرمانه است. اگر قرار است از نفوذ جاسوسان سخن گفته شود، بهتر است نگاهی به درون ساختار حاکمیت بیندازند که مراکز حساس آن سال‌هاست محل نفوذ و فساد شده است.» (سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، کارگران بازنشسته خوزستان، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و گروه اتحاد بازنشستگان)
سازمان جاسوسی اسرائیل و اروپائی در ایران بسیار گسترده و در بدنه جامعه و دولت حضور دارد. مثلا علی رضا اکبری معاون پیشین وزیر دفاع و مشاور علی شمخانی برای سال‌های طولانی جاسوس بریتانیا بود و اعدام شد.
در مورد شبی که موشک‌های اسرائیل به نظامیان ایران حمله ور شد، فیاض زاهد، عضو شورای اطلاع رسانی دولت، گفت: «۹ نفر در ستاد مشترک جلسه داشتند و یکی از آنها تأخیر داشته تا پس از حضورش عملیات آغاز شود.» درست در لحظه این غیبت، ستاد مشترک مورد حمله موشکی اسرائیل قرار گرفت. آن یک نفر غایب چه کسی بود؟ کارگر افغانستانی و یا کولبر ایرانی و یا کارگر معدن کلستان نبود، بلکه عضو ستاد مشترک بود.
دولت ایران قادر به مقابله واقعی با این سازمان خوب سازمانداده شده نیست زیرا اعضای این سازمان مخوف جاسوسی از بالا تا پائین همدیگر را حفظ می‌کنند.
لذا دولت ددمنش ایران برای پوشاندن این ضعف و زبونی، عده‌ای از زحمتکشان ایرانی و غیر ایرانی به ویژه افغانستانی و مردم عادی و در اپوزیسیون را دستگیر می‌کند و فریاد می‌زند که ۷۰۰ جاسوس اسرائیلی را دستگیر کرده است.
شاید در بین دستگیر شدگان تعدادی هم به طور واقعی جاسوس باشند و یا نا دانسته محموله‌هائی را برای اسرائیل در خاک ایران حمل کرده باشند. ولی سیاست رژیم در این مورد سرکوب جنبش انقلابی ایران، بدنام کردن مهاجران افغانستانی و ایجاد بهانه برای بیرون کردن آنهاست. این سیاست دقیقا به نفع اسرائیل و آمریکا تمام می‌شود. آن‌ها نیز می‌خواهند مردم ایران سرکوب شوند و موج مبارزه علیه سرمایه‌داری منکوب گردد. رژیم آدمکش ایران فقط در ماه مه ۱۵۲ نفر را اعدام کرده است. این برای دولت خون آشام ایران کافی نیست. جنگ اسرائیل و ایران بهانه دستگیری بیشتر، شکنجه بیشتر و اعدام بیشتر مردم را برای رژیم فاشیستی ایران مهیا کرده است.
نظم کمونیستی
۲۴ مرداد ۲۰۲۵

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوای مارکسیست شده، سعی میکند تافته جدا بافته باشد، از نظر سیاسی همیشه قدری با دیگران زاویه داشته باشد تا بتواند خود را بنمایاند. برای این خرده بورژوا منافع پرولتاریا محلی از اعراب ندارد، آنچه او را به حرکت در میآورد، مرکز قضایا بودن خودش است. خرده بورژوا عاشق میکرفن است. نشستن در کنار انسان‌های اسم و رسم دار و جا گرفتن در موقعیت‌هائی که بتواند به پول و پله‌ای خود را نزدیک کند، از اهداف همیشگی زندگی اوست.