تازه‌ترین مقالات 

زهران ممدانی، “کمونیست“؟ یا پوپولیست سوسیال – دمکرات مسلمان

مارکس و انگلس در ۱۸۴۸ در مانیفست حزب کمونیست به شرایطی اشاره دارند که تا امروز به اعتبار خود باقی‌ست.«شبحى در اروپا در گشت و گذار است - شبح کمونیسم. همه نیروهاى اروپاى کهن براى تعقیب مقدس این شبح متحد شده‌اند: پاپ و تزار، مترنیخ و گیزو، رادیکال‌هاى فرانسه و پلیس آلمان.

کجاست آن حزب اپوزیسیونى که مخالفینش، که بر مسند قدرت نشسته‌اند نام کمونیستى روى آن نگذارند؟ کجاست آن حزب اپوزیسیونى که بنوبه خود داغ اتهام کمونیسم را خواه بر پیشگام‌ترین عناصر اپوزیسیون و خواه بر مخالفین مرتجع خویش نزند؟»

امروزه شبح کمونیسم بر فراز آمریکا در گشت و گذار است. و به ویژه با شهردار شدن ممدانی در نیویورک گشت و گزار این شبح نمایان‌تر گشته است.

لذا ما جهت پی بردن به واقعیت پروسه روی کار آمدن ممدانی و مبارزه ضد کمونیستی که ترامپ و شرکاء راه انداخته‌اند، مستقیماً به خود مسأله می‌پردازیم.

نیویورک در شمال شرقی ایالات متحده آمریکا و یکی از مهمترین شهرهای این کشور است. بلندترین قطر شهر نیویورک ۵۷ کیلومتر و بلندترین قطر کل ایالت نیویورک ۲۱۱ کیلومتر مساحی شده است. این شهر یکی از پایگاه‌های مهم اقتصادی جهان است. مرکز سازمان ملل و مجسمه آزادی نیز در این شهر بنا گردیده است.

نیویورک با ۸ میلیون جمعیت یکی از شهرهای مهاجر پذیر آمریکاست. به این جهت به لحاظ سیاسی و فرهنگی تنوع بسیاری را داراست.

نیویورک یکی از شهرهای سیاسی و معترض آمریکا به حساب می‌آید. تظاهراتی که با شعار “اشغال وال‌استریت“ از ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ تا ۲۴ مارس ۲۰۱۲ به طول انجامید، یکی از گسترده‌ترین و پرشکوه‌ترین تظاهرات آمریکا را رقم زده است. افشاگری‌ها و شعارهای مهم در این تظاهرات عبارت بود از: "به کار بانک مرکزی پایان دهیم!"، "وقتی ثروتمندان پول فقرا را می‌دزدند، نام آن را معامله تجاری می‌گذارند!"، "وقتی فقرا از خود دفاع می‌کنند، نام آن خشونت گذاشته می‌شود!"، "وال استریت را نابود کنیم، پیش از آن که دنیا را نابود کند!". این تظاهرات تا اعتراضات ۲۰۲۵ “نه به پادشاه“ ادامه یافت که در شهر نیویویک ۱۰۰ هزار نفر در آن شرکت کردند.

نیویورک به علت درصد بالای مهاجران در آن و جایگاه استراتژیک‌اش در اقتصاد آمریکا، فشارهای روز افزون اقتصادی به ویژه توسط دولت ترامپ بر مردم این شهر و تهاجمات فاشیستی - نظامی به مهاجران، به یکی از شهرهای عصیان زده علیه دولت ترامپ تبدیل شده است.

این عصیان و اعتراض به صورت برنده شدن یک مهاجر مسلمان شیعه پوپولیست به نام زهران ممدانی که مورد پشتیبانی وسیع و همه جانبه دمکرات‌های حکومتی قرار گرفته است، در انتخابات شهردار نیویورک، تظاهر یافت.

در واقع ممدانی پشتیبانی بخشی از دولت امپریالیستی آمریکا علیه بخش دیگر همین دولت را دارد.

زهران ممدانی در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ میلادی در کشور اوگاندا در شهر کامپالا در یک خانواده روشنفکر و هنرمند شیعی دوازده امامی به دنیا آمد، در ۷ سالگی قدم به کشور آمریکا گذاشت. او در رشته اقتصاد و فلسفه تحصیل کرده است. در دوران دانشجوئی علیه نژادپرستی و عدم برابری اقتصادی و نا عدالتی‌های آشکار سیاسی مبارزه کرده و از این طریق وارد سیاست منطقه‌ای و سپس در سیاست رسمی دولتی فعال شده است.

انسان‌های شبیه ممدانی پوپولیست را می‌توان در هر کشوری یافت. اوباما در آمریکا، یوشکا فیشر و صحرا واگن‌کنشت در آلمان و خمینی در ایران را می‌توان نمونه گرفت. همه این آدم‌ها شعارهای مردمی تو خالی می‌دادند و می‌دهند. و وقتی به قدرت می‌رسند طبق قانونمندی طبقه خونخوار خود و ساختار اجتماعی حاکم، عمل می‌کنند.

برنده شدن زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک، شرایط مساعدی فراهم کرد تا هر دو جناح دولت آمریکا (جمهوری خواهان و دموکرات ها) کارزار گسترده‌ای را علیه کمونیسم و سوسیالیسم راه‌اندازی کنند.

شعارهای ممدانی در طول انتخابات چنین بود:

۱- عدم افزایش کرایه مسکن در مدت ۴ سال حاکمیت او

۲- افزایش وسائل نقلیه عمومی و استفاده رایگان مردم نیویورک از آن‌ها.

۳- افزایش مزد کارگران از ۱۶ دلار به ۳۰ دلار.

۴- افزایش ۲ درصد به مالیات اهالی نیویورک که سالانه بیش از یک میلیون درآمد دارند و افزایش ۵٫۱۱ درصد به مالیات شرکت‌های بزرگ.

این وعده‌ها همان وعده‌های خمینی در بهمن ماه ۱۳۵۷ در ایران است.

او در سخنرانی پیروز‌ای ش دائماً از مردم صحبت کرده و به جای وابستگی خود به دمکرات‌های پارلمان آمریکا از تعلق‌اش به مردم بسیار بیان کرده است.  او در ادامه می‌گوید: «نیویورک شهری از مهاجران، شهری ساخته شده توسط مهاجران و از امشب، به رهبری مهاجران باقی خواهد ماند. ... پس حرف من را بشنوید! رئیس جمهور ترامپ، می‌گویم؛ برای رسیدن به هر یک از ما باید از میان همه ما عبور کنید.» و برای این که خود را از فرو دستان نشان دهد می‌گوید: «مردمِ کارگرِ نیویورک همیشه از زبان ثروتمندان و صاحبانِ نفوذ شنیده‌اند که قدرت، سزاوارِ دستانِ آنان نیست ... انگشتانی کبود از بلندکردنِ جعبه‌ها در انبار، کف‌دست‌هایی پینه‌بسته از فرمانِ دوچرخه‌های پیک، مشت‌هایی زخمی از سوختگی‌های آشپزخانه ـ این‌ها دستانی نبوده‌اند که اجازه‌ی در دست گرفتن قدرت را داشته باشند. ... ما برای شما می‌جنگیم، چون از خودِ شما هستیم.» به بیان دیگر من نماینده کارگران هستم و با به قدرت رسیدن من، کارگران و مهاجران به قدرت می‌رسند.

جناح ترامپ بر پیشانی او به دلیل همین مواضع آبکی پوپولیستی مهر کمونیست کوبید و دمکرات‌ها با شعف او را سوسیالیست می‌نامند. آن‌ها بدین ترتیب کمونیسم و سوسیالیسم را در افکار مردم مضموم و وحشتناک نشان میدهند.

این شعارهای پوپولیستی دغلکارانه غیر قابل تحقق در نظام امپریالیستی آمریکا برای ترامپ فاشیست تحمل ناپذیر است. ترامپ در ابتدا قدری نصیحت‌وار و در عین حال تهدید آمیز برخورد می‌کند: «فکر می‌کنم او باید با من خیلی خوب رفتار کند. می‌دانید، من کسی هستم که باید خیلی از چیزهایی که به او می‌رسد را تأیید کنم، بنابراین او شروع بدی داشته است...» و اعلام می‌کند: با وجود این که بسیار به نیویورک علاقمند است ولی نمی‌خواهد در شهری زندگی کند که ساختارش کمونیستی می‌شود و می‌خواهد شهر را ترک کند. و تهدید کرد که «در صورت انتخاب ممدانی، بسیار بعید است که من، به جز حداقل مورد نیاز، به بودجه فدرال نیویورک کمک کنم.» و ادامه می‌دهد که «برای من به عنوان رئیس‌جمهور سخت است که پول زیادی به نیویورک بدهم. زیرا اگر یک کمونیست نیویورک را اداره کند، کارم فقط هدر دادن پولی است که به آنجا می‌فرستم.» و می‌افزاید: «مردم نیویورک مجبور بودند بین یک کمونیست و یک اراذل و اوباش یکی را انتخاب کنند  و آنها کمونیست را برگزیدند.» (دنیای اقتصاد)

زهران ممدانی خود را کمونیست نمی‌داند بلکه خود را یک سوسیالیست دمکرات معرفی می‌کند. بسیاری از اعضای دمکرات‌های آمریکا نیز او را سوسیالیست ارزیابی می‌کنند. سوسیالیست دمکرات همان سوسیال دمکرات است که ما با سیاست‌های سوسیال دمکراسی در آلمان بسیار آشنا هستیم و چهره دو رو، متغلب و ارتجاعی‌اش را خوب می‌شناسیم.

به هر حال انتخاب شدن ممدانی منتقد از اسرائیل و پوپولیست چند مسأله را روشن می‌سازد:

۱- پایه‌های مردمی ترامپ با سرعت در حال فروپاشی است.

۲- سیاست‌های ضد کارگری و فشار روزافزون بر زندگی معیشتی مردم و فشار سیاسی اجتماعی بر آنها، دولت ترامپ را به بن‌بست کشانده است.

۳- سیاست دونالد ترامپ در فشار بر مهاجران و اخراج فله‌ای آن‌ها مردم را به پشتیبانی از مهاجران کشانده است.

۴- پشتیبانی ترامپ از نسل کشی اسرائیل باعث پیروزی یک مهاجر منتقد پر سر و صدا از نسل کشی اسرائیل گشته است. در واقع موضع ضد فاشیست‌های اسرائیلی در آمریکا هر روز گسترده‌تر می‌شود.

۵- مردم از هدر دادن دسترنج خود توسط ترامپ در اوضاع بین‌المللی به صورت کمک به اوکراین و اسرائیل ناراضی هستند.

ولی فریادهای ضد کمونیستی ترامپ و سوسیالیست نشان دادن ممدانی پوپولیست توسط دمکرات‌ها چه هدفی را دنبال می‌کند؟

۱- ترامپ با فریادهای ضد کمونیستی خود علیه ممدانی می‌خواهد طرفداران خود و عقب مانده‌ترین اقشار جامعه آمریکا و در سطح بین‌المللی را حول خود منسجم و متحد کند و آن‌ها را علیه ممدانی و دمکراتها و جنبش کارگری و کمونیستی فعال نماید. ترامپ پس از پیروزی ممدانی گفت: «باورم نمی‌شود این اتفاق افتاده. به هر حال، این یک فاجعه برای کشور ماست، او یک کمونیست است که برای نیویورک خیلی بد است. اما در بقیه کشور شرایط متفاوت است و علیه این موضوع قیام کردند.»

۲- با هر نارسائی در جامعه آمریکا با مقصر جلو دادن ممدانی، هم خود را آسود می‌کند و هم کمونیسم را بدنام می‌نماید.

۳- در سطح بین‌المللی دولت‌های سرمایه‌داری را از رشد کمونیسم می‌ترساند و آن‌ها را علیه کمونیسم بیشتر تهییج می‌نماید.

همین روند را می‌توان در مورد دمکرات‌ها گفت. با هر موفقیت ممدانی به عنوان شهردار مهمترین شهر ایالات متحده آمریکا، موفقیت خود را فریاد می‌زنند و با هر سیاست نادرست او کمونیسم و سوسیالیسم را بدنام می‌کنند و خود را عقب می‌کشند.

بالاخره بعد از این که ممدانی ترامپ را خیانت کار به کشور و فاشیست لقب داد و ترامپ نیز او را دیوانه کمونیست ملقب نمود و پروسه انتخابات به پایان رسید، و این خیمه شب بازی پایان یافت، هر دو در ملاقات روز ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵ به تمجید و تعریف هم پرداختند. ترامپ گفت: «ممدانی شهردار بزرگی برای شهر نیویورک خواهد بود و اطمینان دارد که او می‌تواند عملکرد بسیار خوبی داشته باشد.» ممدنی هم گفت: «ما عشق مشترکی به نیویورک داریم.» این ملاقات نشان داد که هر دو همجنس هستند. هر دو نماینده سرمایه‌داری امپریالیستی آمریکا هستند ولی متعلق به دو جناح.  

آنچه که مهم است شبح کمونیسم است که از ۱۸۴۸ آرام و قرار از بورژوازی امپریالیستی آمریکا ربوده و با روی کار آمدن ممدانی پوپولیست خود را ظاهر ساخته است. وظیفه کمونیست‌های آمریکا و دیکر کشورهای جهان است که واقعیت کمونیسم و نظم کمونیستی و راه رسیدن بدان را در پراتیک زحمتکشان برایشان روشن سازند تا دسیسه‌های ضد کمونیستی ترامپ، دمکرات‌ها و سوسیال دمکرات‌ها علیه کمونیسم افشا گردد.

نظم کمونیستی
۲۴ آذر ۱۴۰۴
منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوا برای اثبات نظرات خود پا را به اندازه کفش می‌بُرد. دستاوردها و تئوری‌های مارکسیستی را آن طور تفسیر و "تحلییل" میکند که نظرات خودش را اثبات کند. برای این "مارکسیست" جعل مارکسیسم برای اثبات نظراتش امری‌ست بدیهی. لذا او با وجدانی آرام به این خیانت می‌پردازد.