تازه‌ترین مقالات 

تشدید بحران نظام سرمایه‌داری در سوریه

سوریه کشوری‌ست در غرب آسیا. این کشور از غرب به دریای مدیترانه راه دارد، از شمال با ترکیه، از شرق با عراق و از جنوب شرقی با اردن، از غرب با لبنان و از جنوب غربی با اسرائیل هم مرز است. مساحت این کشور ۱۸۵۱۸۰ کیلومتر و جمعیت آن حدود ۲۶ میلیون نفر است.  در این کشور ملیت‌های کوناگونی ساکن هستند: عرب‌ها، ترکن‌ها، چرکس‌ها، آشوری‌ها، ارامنه و چچنی‌ها. در عین حال مذاهب سنی، علوی، اسماعیلی، دروزی، ایزدی و مسیحی نیز در تقابل همدیگر قرار گرفته‌اند.

سوریه به لحاظ تاریخی کشور ناآرامی است. در طول تاریخ چند هزار ساله منطقه خاورمیانه، این کشور همیشه مورد تاخت و تاز اقوام مختلف دو سوی غربی و شرقی مدیترانه بوده و تحت سلطه این و یا آن قوم قدرتمند قرار داشته است.

در واقع سوریه به تناوب از شرق تحت استیلای سومریان، حتّاییان، اَکدیان، عموریان، آشوریان، هیتیان، میتانی‌ها و آرامیان بوده است و از طرف غرب نیز مصر، یونان و روم قدیم و جدید آن را تهدید می‌کردند.

سوریه در ۸ مارس ۱۹۲۰ در جریان انحطاط دولت عثمانی اعلام استقلال کرد ولی این استقلال به دلیل حضور نیروهای نظامی فرانسوی در این کشور متحقق نشد. بعد از جنگ جهانی دوم با حضور یک جنبش قدرتمند ملی علیه حضور فرانسه در این کشور، نیروهای فرانسوی سوریه را ترک کردند و در ۱۷ آوریل ۱۹۴۶ این کشور استقلال کامل خود را به دست آورد و شکرالله الخطیب به ریاست جمهوری پارلمانی آن برگزیده شد.

حافظ اسد، ارتشبد دولت سوریه پس از یک کودتا به ریاست جمهوری سوریه رسید. او در طول حکومت خود، سوریه را از یک کشور فلاحتی عقب مانده به کشوری صنعتی و شکوفان تبدیل کرد، کشاورزی در سوریه تجاری شد و ساختار طبقاتی آن سرمایه‌داری گردید. محصولات کشاورزی از جمله پنبه و گندم و محصولات کانی مثل نفت سبک و فسفات، محصولات صنعتی از جمله خودرو، تراکتور، وسائل خانگی الکترونیکی اقتصاد شکوفای سوریه را شکل می‌داد.

حکومت حافظ اسد همانند تمام دولت‌های سرمایه‌داری، مستبد، خوکامه و در مقابل جنبش‌های ترقیخواهانه بی نرمش بود.

منافع دولت آمریکا و امپریالیست‌های غربی در خاورمیانه، تقویت اسرائیل و تضعیف و ویرانی کشورهائی از خاورمیانه بوده و می‌باشد که می‌توانند در سرکردگی بر این منطقه آلترناتیو اسرائیل گردند. در عین حال کشورهای سوریه، لیبی، عراق، ایران، عربستان سعودی دارای منابع زیر زمینی فوق العاده به ویژه نفت و گاز سرشاری هستند که با حاکمیت آمریکا بر این کشورها، امپریالیست‌های  غربی نیز می‌توانند بر این منابع تسلط یابند و سهم اسرائیل عزیزشان را هم پرداخت کنند. تنها کشور خاورمیانه که در زمان حافظ اسد با آمریکا در همبستگی فشرده قرار داشت، عربستان سعودی بود. بعد از مرگ حافظ اسد و به قدرت رسیدن پسرش بشار اسد، دولت آمریکا داعش را سازمان داد تا بدین وسیله دولت‌های بنیادگرا، عقب مانده و وابسته به خود را در این کشورها به وجود آورد. در سال ۲۰۱۴ بیش از ۴۰٪ از خاک عراق (نقل از: حیدر منصور هادی، سفیر عراق در روسیه)، ۷۰٪ از خاک سوریه (نقل از: سرگئی شویگو وزیر دفاع رسویه) و شهر ۱۰۰ هزار نفره درنه در لیبی در اشغال داعش بود.

لیبی ویران شد، عراق ویران شد و سوریه نیز ویران شد. در عین حال افغانستان که در همسایگی اتحاد شوروی سابق و روسیه تازه پاگرفته سرمایه‌داری قرار داشت نیز تحت تسلط داعش طالبانی قرار گرفت.

امپریالیسم آمریکا علاوه بر سازماندهی داعش در سوریه، جنبشی را نیز علیه حاکمیت بشار اسد سازمان داد. علت تلاش بالای امپریالیست‌های آمریکا و غربی در سرنگونی بشار اسد، مخالفت او با احداث لوله‌ای بود که می‌بایست گاز طبیعی قطر را از طریق عربستان سعودی، اردن ، سوریه، به ترکیه و نهایتاً به اروپا برساند.

احداث این لوله گاز علیه منافع روسیه بود که گاز خود را به اروپا می‌فروخت. در عین حال اهمیت تولید انرژی ایران را کاهش می‌داد و نقش سوریه را در مقابل ترکیه تضعیف می‌نمود. بشار اسد مایل نبود حامیان اصلی خود – روسیه و ایران - را در منطقه از دست بدهد و نقش‌اش در اوضاع خاورمیانه تضعیف کردد.

آمریکا با ابزار داعش سیاست دوگانه‌ای را پیش گرفته بود: از یک جانب با نفوذ داعش در کردستان سوریه مقابله می‌کرد تا به وسیله کردها از نفوذ ترکیه در سوریه جلوگیری کند و از جانب دیگر در مناطقی استراتژیک از داعش حمایت می‌کرد تا بشار اسد را سرنگون سازد

تهاجم روسیه و ایران به داعش سوریه و عراق، قدرت آن‌ها را بسیار تضعیف نمود و در روستاها و برخی شهرها محدود گردید.

جنگ اوکراین تمرکز روسیه را از خاورمیانه به اوکراین و ناتو منتقل کرد. تهاجم اسرائیل به غزه و ادامه درگیری اسرائیل به لبنان و سوریه، باعث تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی شد.

زمانی که بشار اسد از این دو حامی بین‌المللی محروم گردید، داعش سوریه با همیاری چند نیروی دیگر توانست به سادگی با پشتیبانی امپریالیست‌های غربی، بشار اسد را سرنگون و قدرت سیاسی خود را برپا سازد. این نیروها عبارت بودند از:

۱- گروهی که در گذشته‌ها از جبهةالنصر جدا شده و به “هیئت تحریرالشام“ معروف است. رهبران این نیرو به ویژه احمد الشرع (ابو محمد الجولانی) که ظاهراً تحت تعقیب و تحریم آمریکا بودند، وقتی به قدرت رسیدند مورد حمایت غرب و به ویژه دولت آمریکا قرار گرفتند.

۲- ارتش ملی سوریه که از شبه نظامیان و نظامیان ناراضی ارتش سوریه تشکیل شده بود. این نیرو به ویژه مورد حمایت ترکیه است.

۳- نیروهای دمکراتیک سوریه که پیش از سقوط بشار اسد مناطق وسیعی را اشغال کرده بودند. این نیرو به ویژه توسط امپریالیسم آمریکا تقویت و تأمین می‌شد.

۴- بسیاری از گروه های شورشی و ناراضی دیگر مثل السویدا و قنیطره که با هم ائتلافی را تشکیل داده بودند.

این نیروهای غیر متجانس که در تضاد با یکدیگر نیز بودند، هیئت انتقالی سوریه (دولت موقت) را تشکیل دادند.

در واقع تغییر رژیم در سوریه با تغییر رژیم در ایران شباهت انکار ناپذری دارد. همان طور که رژیم فاشیستی پهلوی توسط یک قشر فاشیستی خونخوارتر سرمایه‌داری – مذهبی سرنگون شد، رژیم فاشیستی حافظ اسد نیر توسط یک قشر بربرمنش، فاشیستی و مذهبی خونخوارتر سرنگون گردید.

دولت اسرائیل از این نابسامانی‌ها و آشفتگی‌های سوریه استفاده کرد و بخش دیگری از بلندی‌های جولان را اشغال نمود و بلافاصله شروع به شهرک سازی کرد.

ترکیه نیز با استفاده از اوضاع نا به سامان سوریه شروع به بمباران مناطق کرد نشین نمود و ارتش ملی سوریه که وابسته به ترکیه بود به مناطقی که “واحدهای حمایت از خلق“ (YPG) در آن مستقر بودند تهاجم کرد و درگیری‌های خونینی را باعث گردید.

این درگیری‌ها هنوز ادامه داشت که دولت انتقالی سوریه قتل عام علوی‌ها را در اوائل مارس ۲۰۲۵ سازمان داد. در این تهجم خونین و فیجع بیش از ۱۶۰۰ علوی که اغلب کودکان، زنان و سالمندان بودند به قتل رسیدند.

دولت جدید سوریه دو اصل کاملاً ارتجاعی و ضد انسانی را بر جامعه تحمیل کرده است. در قانون اساسی تصویب شده توسط دولت موقت چنین قید شده است که رئیس جمهور باید حتماً مسلمان باشد. دیگر این که قوانین کشور مبتنی بر قوانین و اصول اسلامی‌ست. مذهب رسمی تسنن است.

در واقع بعد از حاکمیت بشار اسد ما با سوریه‌ای همانند رژیم جمهوری اسلامی با مذهب تشیع و یا دولت اسرائیل با دین رسمی یهود رو به رو هستیم. احمد الشرع که پیش از به قدرت رسیدن لباس و آرایش داعشی سنتی را داشت، بعد از به دست گرفتن سکان قدرت، فوکل کراواتی شد، خود را مدرن می‌نمایاند و در ملاقات‌های بین المللی شکل یک انسان دیپلمات را به خود گرفته است. ولی در عمل سیاست‌های مخوف داعشی – سرمایه‌داری را در سوریه اعمال می‌کند: اقلیت‌های ملی و مذهبی تحت تعقیب هستند، برای نیروهای مسلح در ارعاب جامعه حد و مانعی نیست و حجاب اسلامی برای زنان باید رعایت شود. زنان گام به گام از جامعه و حقوق اجتماعی کنار گذارده می‌شوند. دالیا حیدر می‌گوید: «از زمان روی کار آمدن دولت جدید، حضور زنان در عرصه سیاسی به طور چشمگیری کاهش یافته است. تعداد زنان در سمت‌های دولتی، نهادهای عمومی و شوراهای اقتصادی کمتر شده»است. (بی بی سی فارسی) این امر در سوریه جدید کاملاً با دیدگاه حاکمین جدید منطبق است. قوانین اساسی آن که احمد الشرع تصویب کرده است، مطابق شریعت اسلام است.

بعد از استقرار داعشِ احمد الشرع در سوریه، دولت آمریکا گام به گام تحریم‌های علیه سوریه را حذف می‌کند. دولت‌های غربی آن را به رسمیت می‌شناسند. امپریالیست‌های شرق نیز مشغول معامله سیاسی با آن هستند.

احمد الشرع برای ایجاد ارتباطات بین‌المللی با کشورهای عربی و غربی، با بن سلمان در عربستان سعودی، با ترامپ در آمریکا، با پوتین در روسیه، با سه شخصیت بزرگ لبنانی، نواف سلام، نجیب میقاتِی و ولید جُنبلاط در سوریه و با نماینده چین در دمشق دیدار کرده و مقاوله‌های اقتصادی سیاسی با آن‌ها منعقد نموده است.

ولی سوریه نه تنها هنوز ثبات خود را باز نیافته است بلکه هر روز آشوبی بر آشوب آن اضافه می‌گردد.

اخیرا بین نیروهای سوریه و نظامیان آمریکا در شهر تدمر درگیری خونینی رویداده است که تعدادی از هر دو طرف کشته و زخمی شده‌اند. ناشی از این درگیری دولت آمریکا سفر به سوریه را برای شهروندان خود ممنوع اعلام کرده است.

حملات اسرائیل به سوریه همچنان ادامه دارد. در حمله اخیر اسرائیل ۱۰ سوریه‌ای کشته و تعدادی زخمی شدند.

شرایط دردناک و غیر قابل تحمل در سوریه، باعث فرار هزاران سوریه‌ای گشته و موج پناهنده از سوریه یکی از معضللات جهانی شده است.

دولت جدید هنوز قادر نگشته و هیچگاه هم قادر نخواهد بود بحران معیشت مردم را حل کند. ما این واقعیت را از عملکرد رژیم جمهوری اسلامی در ایران، رژیم جدید در عراق و طالبان در افغانستان می‌توانیم درک کنیم.

در سوریه از جمعیت ۲۸ میلیونی آن ۱۴ میلیون نفر زیر خط  فقر هستند و با کمبود شدید مواد غذائی دست به گریبانند.

دولت انتقالی هنوز نتوانسته جهت مشخص سیاسی خود را روشن کند. به همه طرف دست دراز می‌کند، می‌خواهد همه را داشته باشد ولی با اعمال سیاست‌ها داخلی سرکوبگرانه، مستبدانه، شبه فاشیستی و زن ستیزانه خود بسیاری از نیروهای داخلی و بین‌المللی را از خود می‌راند.

نظم کمونیستی

۲۵ دی ماه ۱۴۰۴

منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوا برای اثبات نظرات خود پا را به اندازه کفش می‌بُرد. دستاوردها و تئوری‌های مارکسیستی را آن طور تفسیر و "تحلییل" میکند که نظرات خودش را اثبات کند. برای این "مارکسیست" جعل مارکسیسم برای اثبات نظراتش امری‌ست بدیهی. لذا او با وجدانی آرام به این خیانت می‌پردازد.