تروتسکی، ضد انقلاب در خفا - ۱
نویسنده: جی. اُلجین
مترجم: آمادور نویدی
رهبری بزرگ درگذشت. در ۱ دسامبر سال ۱۹۳۴، سرگئی کیروف، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی در لنینگراد در کمین قرار گرفت و به ضرب گلوله به قتل رسید. در ۲۱ دسامبر دولت شوروی اعلام کرد که قاتل، نیکلایف، عضوی از باصطلاح ضد انقلابیون «مرکز لنینگراد»، گروهی تروریستی بود که مصمم به ترور بالاترین مقامات شوروی است.
اطلاعیه رسمی اعلام کرد:
«تحقیقات نشان داده است که انگیزه قتل کیروف نقشه این گروه زیرزمینی ضد شوروی بود که از طریق اقدامات تروریستی هدایت شده علیه رهبران ارشد آن، رهبریت دولت شوروی را ازهم بپاشد و در نتیجه یک تغییر در سیاست در مسیر خطوط باصطلاح کارپایه تروتسکی- زینوویف ایجاد نماید… از آنجایی که کیروف گروه سابق مخالف زینوویف را از هر دو نظر ایدئوژیک و سیاسی شکست داده بود، انگیزه اضافی برای قتل کیروف وجود داشت.»
چند روز بعد، زینوویف، کامنف و ۱۷ نفر دیگر از گروه ضد انقلابی، باصطلاح «مرکز مسکو»، دستگیر و محاکمه شدند. در جلسات دادگاه، زینوویف، ظاهرا متوجه موقعیت نومیدانه خود شد، و اعلام کرد:
«این قتل ظالمانه بر تمام مبارزات ضد حزبی قبلی نور شوم میافشاند، و من تشخیص میدهم که حزب کاملا حق دارد درباره مسئولیت سیاسی گروه ضد حزبی سابق زینوویف جهت قتل صورت گرفته سخن بگوید.»
اعضای مرکز مسکو، در اعترافات خود، انحطاطی را که منجر به قتل کیروف شد، توصیف کردند. یوداکیمف گفت:
«ما از زندگی واقعی کشور جدا و غرق در تصورات خود بودیم. ارتباطات ضد انقلابی در ما تقویت شده بود. با خشم بسوی رهبریت حزب، ما آنچه را که در شهرها و روستاها اتفاق میافتاد، ندیدیم. ما موفقیت عظیم ساختمان سوسیالیسم را ندیدیم. فرایندهای تاریخی شگرف کشورمان، و نفوذ در جنبش بینالمللی طبقه کارگر، در نظر ما محو بود. ما مشکلات ناشی از روند رشد کشور را همچون دشمنان ارزیابی کرده، و از روی عناد در شکستها شادی نموده، و رهبریت حزب را متهم به این شکستها میکردیم.
ما آن چه را که مقامات و صفوف حزب میدید، نمیدیدیم. ما متوجه رشد در آگاهی از قدرت، و وحدت حزب نشدیم. ما استالین را ضدانقلاب نفوذی بداندیش میشناختیم. ما رهبریت حزب را متهم میکردیم که اقداماتی جهت فعال کردن جنبش بینالمللی طبقه کارگر قبول نمیکند. ما مفتریانه اظهار میکردیم که کمیته مرکزی مانع توسعه این جنبش است».
یکی دیگر از اعضای این گروه، باشکیروف، اظهار داشت: «تیراندازی نیکلایف ناشی از این واقعیت است که آموزش ضد انقلابی خود را در سازمان تروتسکی – زینوویف کسب کرده بود.»
یک بار دیگر نام تروتسکی در ارتباط با حمله به انقلاب بلشویکی سردرآورد. یکبار دیگر زینوویف (و همکار قدیمی او، کامنف) به عنوان همکاری با تروتسکی ظاهر شدند. این بار صرفاً رگبار کلمه نبود. یک قهرمان بزرگ بقتل رسیده بود. روسیه جدید از فردی با استعداد، شجاع و محبوب طبقه کارگر جهان از سازنده نظام سوسیالیستی محروم شده بود. این ضربهای بر قلب انقلاب بود.
«بقایای اپوزیسیون تروتسکی– زینوویف»… اینست آنگونه که تودههای شوروی باند دسیسهگر میخواندند. و یکبار دیگر موج خروشان نفرت در میان میلیونها نفر از دوستان اتحاد جماهیر شوروی در سراسر جهان برای این مرد، تروتسکی افزایش یافت.
تروتسکی کیست؟ تروتسکیسم چیست؟ ریشههای اجتماعی تروتسکیسم چه هستند؟ نقش بینالمللی گروه تروتسکی چیست؟
این مقاله به این سئوالات پاسخی مختصر میدهد.
حرفه تروتسکی
تروتسکی خودش را «بلشویک واقعی لنینیست» میخواند. به همین صورت جلادان سوسیال دمکرت انقلاب آلمان، نوسکه، شیدمان، و سویرینگ، خودشان را «مارکسیستهای واقعی» میخواندند. تروتسکی عاشق آن بود که خودش را به عنوان آخرین نفر از چهرههای بزرگ انقلابی جا بزند که سنت لنین را به پیش میبرد. افرادی هستند، بویژه در میان نسل جوان، که فکر میکنند او یک «بلشویک قدیمی» است. به این دلایل که آیا او رهبر انقلاب ۱۹۱۷ نبود؟ آیا او ارتش را بین سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۲۱ رهبریت نمیکرد؟
اما حقایق اینها هستند:
تروتسکی فعالیتهای سیاسی خود را در ابتدای سالهای قرن بیستم شروع کرد (حدود تغییر قرن از ۱۹ به ۲۰). در سال ۱۹۰۳، زمانی که اختلاف و دسته بندی بین منشویکها و بلشویکها شکل قطعی بخود گرفت، تروتسکی خودش را با منشویکها متحد کرد. او تا اواخر تابستان ۱۹۱۷، بنحوی از انحاء با بلشویکها مبارزه کرد. بارها و بارها با این یا آن نقطه نظر برنامه بلشویکها موافقت میکرد، اما خیلی زود به منشویکها میپیوست تا با بلشویکها و لنین مبارزه کند. او دشمنی خود را با بلشویزم در سال ۱۹۲۳ تجدید و از همان وقت با آن مبارزه کرد.
چگونه او به یک چهره انقلابی تبدیل شد؟ او هرگز از جنس زندگی کارگران بعنوان سازنده سازمان آنها نبود. او هرگز موفق نشد که کارگران را به سمت خاص خود بکشد و هیچ شمار قابل ملاحظهای از کارگران را جذب نکرد. اوهمیشه تنها یک نویسنده بود و یک سخنران باقی ماند، و از محبوبیت زیاد در میان روشنفکران خرده بورژوا لذت میبرد. زمانی که جنبش انقلابی کارگری در روسیه جوان بود، فردی با یک قلم تیز و یک استعداد در سخنرانی مانند تروتسکی میتوانست به راحتی دیده شود. برای این کیفیتهاست که او عضوی از شورای (شوروی) اولین نمایندگان سازماندهی شده کارگران در طول انقلاب در سال ۱۹۰۵ شد. شوروی آنزمان، طبق نظر لنین، یک «اتحادیه وسیع مرکب از سوسیالیستها و دمکراتهای انقلابی و فاقد شکل نهایی و روشن بود». اولین رئیس شوروی، کروستالف – نوسار، حتی یک سوسیالیست نبود. پس از دستگیری او تروتسکی رئیس شد. از نقش او در طول آن روزهای سرنوشت ساز انقلاب سال ۱۹۰۵، ما شهادت یک دانشمند بزرگ، پوکروفسکی مورخ را داریم:
«شورای پترزبورگ در طول کل دوره فعالیت خود، در رأس خود یک منشویک بسیار باهوش و زرنگ داشت، که در هنر ترکیب مواد منشویک با عبارات انقلابی مهارت داشت. نام آن منشویک تروتسکی بود. او یک منشویک کامل و واقعی بود که بههیچ وجه برای قیام مسلحانه هیچ علاقه و تمایلی نداشت و در مجموع مخالف اتمام انقلاب، برای مثال، سرنگونی تزاریسم بود.» (ام. ان. پوکروفسکی، تاریخچه مختصر شوروی، جلد دوم، ص. ۳۲۰).
پس از سال ۱۹۰۶، او مرکز کوچکی در وین، اتریش تشکیل داد، جایی که او روزنامه خودش را بطور غیرمتناوب منتشر میکرد. در این روزنامه او، اما به درجات مختلف، با بلشویسم مبارزه میکرد. تروتسکی در سال ۱۹۱۲، به ائتلاف ضد بلشویک معرف به بلوک اوت پیوست و حملاتش بر بلشویسم شدیدتر و بیمرامتر شد. با شروع جنگ جهانی اول، او یک موضع میانی اتخاذ کرد. در حرف او مخالف سوسیال دمکراتهایی بود که به دولتهای سرمایهداری خود پیوسته بودند و به یک گروه از چپاولگران امپریالیست، همانگونه که لنین آنها را میخواند، علیه دیگری کمک میکردند. اما در واقع، او با آنها قطع رابطه نکرد و در استدلات خود، اغلب از آنها دفاع میکرد. او علیه جنگ بود، اما او علیه لنین هم بود. برنامه لنینیستی خواهان شکست دولت «خودی» در طول جنگ بود؛ خواهان تبدیل جنگ امپریالیستی در هر کشور به جنگ داخلی بود. برای مثال، انقلاب علیه بورژوازی؛ خواهان تشکیل یک سازمان بینالمللی جدید از همه سوسیالیستهای واقعاً انقلابی بود. تروتسکی علیه این شعارها بود. وقتی که لنین میگفت: این برای انقلاب خوبست که دولت «خودی باید در جنگ شکست بخورد»، تروتسکی خواهان «امتیازی برای روشهای سیاسی میهنپرستی سوسیال» شد. زمانی که سوسیالیستهای انقلابی در سال ۱۹۱۵ در تسیمروالد سوئیس گردهم آمدند تا برای مبارزه علیه جنگ امپریالیستی سازماندهی کنند، تروتسکی نه به جناح چپ لنینیستی، بلکه به جناح میانی تعلق داشت.
ادامه دارد


