تازه‌ترین مقالات 

روند اوضاع بعد از فروکش جنبش دی ماه ۱۴۰۴

محسنی اژه‌ای، رئیس شورای‌ عالی قوه قضائیه، در ۲۰ دی ۱۴۰۴ در نشست این شورا چنین گفت: “دشمنِ زخم خورده، همچنان در پی پیشبرد توطئه‌هایش علیه ملت ایران است. ... رسیدگی به پرونده عناصر متهم به ارتکاب اعمال تروریستی در وقایع اخیر، باید در اولویت باشد ... سرعت عمل نیز لازم است؛ البته من می‌دانم که قانون در مواردی الزاماتی تعیین کرده و باید مواعید قانونی لحاظ شود، لکن با این حال خطاب به کلیه‌ی مقامات قضایی ذیصلاح تاکید دارم که کوچکترین تأخیر و تعللی در تعیین تکلیف پرونده عناصر اصلی وقایع اخیر صورت نگیرد».

این بیانات یعنی فرمان قتل عام؛ قتل عام سریع و بی تعلل زندانیان سیاسی جنبش دی ماه ۱۴۰۴. قتل عام بدون در نظر گرفتن الزامات همان قانونی که خودشان تصویب کرده‌اند. رژیم ایران در خیابان‌ها جان بیش از ۴۰ هزار نفر را توسط سپاهیان و لباس شخصی‌ها، حشد الشعبی‌های عراقی، فاطمییون افغانستان و زینبیون پاکستان، گرفت و اکنون قتل عام زندانیان سیاسی که در جریان جنبش اخیر گرفتار شده‌اند شروع گشته است.

رژیم فاشیستی ایران به مانند تمام رژیم‌های سرمایه‌داری به علت نزدیک بینی طبقاتی، نمی‌تواند این واقعیت را درک کند که با کشتن صدها هزار نفر دیگر نیز قادر نخواهد بود حرکت رو به جلوی تاریخ را سد نماید. می‌تواند آن را کُند کند ولی سد کردن را نمی‌تواند. جنبش زنان را در همان آغاز حاکمیت، خونین سرکوب کرد ولی دیری نپائید که جنبش سبز با شعارهای سازشکارانه قد علم نمود. این جنبش سرکوب شد، جنبش‌های دی ماه ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و جنبش آبان ۱۳۹۸ پر رونق‌تر، وسیعتر و رادیکال‌تر از جنبش سبز قد علم نمود و زنان پیشقراولان این جنبش‌ها بودند.

پس از سرکوب خونین این جنبش‌ها جنبش ۱۴۰۱ به پا خاست؛ این بار با شعار زنده باد سوسالیسم از کردستان. ولی رفرمیست‌ها و سوسیال دمکرات‌های جنبش از این شعار ترسیدند و با طرح شعار “زن، زندگی، آزادی“ از همان کردستان به مقابله با شعار “زنده باد سوسیالیسم“ رفتند و آن را پشت صحنه کشاندند. جنبش ۱۴۰۱ با بیش از هزار جانفشان و هزاران زندانی سیاسی سرکوب شد ولی در دی ماه ۱۴۰۴ جنبشی گسترده‌تر از پیش به پهنای سرزمین ایران رژیم را در لهیب آتش خود فرو برد. این جنبش به خون تپید ولی در آینده‌ای نه چندان دور جنبشی متحدتر، رادیکال‌تر و استوارتر که در آن طبقه کارگر نقش ارزنده‌تری خواهد داشت، رژیم را در شعله‌های سوزان خود درخواهد کشید.

اوج و شکست جنبش اخیر قطب بندی طبقات و اقشار جامعه را آشکارتر و شفاف‌تر نمایان ساخت. در این جنبش قشر بالا و مرفه خرده بورژوازی تسلیم طلبی پیش گرفت و به بورژوازی اپوزیسیون که با رژیم به مماشات مشغول است، پیوست. این روند ادامه خواهد داشت. اکثریت مردم که روزافزون در ظلمت فقر و بی پناهی و بیماری فرو می‌روند، چاره‌ای جز مبارزه برای زنده ماندن ندارند. طبقه کارگر متحدین بیشتری خواهد داشت و خواهد توانست با صلابت بیشتری وارد میدان شود، به شرطی که جنبش کمونیستی بتواند آن را متحد سازد.

اوضاع و شرایط کنونی کشور کلیه طبقات و اقشار مترقی را موظف می‌کند که بی وفقه علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه کنند. این وظیفه از اوضاع عینی جامعه ناشی می‌شود: از وجود ده‌ها هزار زندانی سیاسی جنبش اخیر که لب تیغ اعدام ایستاده‌اند و رژیم مصمم به نابودی آن‌هاست.

جوانان جان به لب رسیده‌ای در این جنبش، اسلحه از کف دشمن درآوردند و یا خود نارنجک دستی درست کردند و ده‌ها نفر از نیروهای نظامی را کشتند. بسیاری از مساجد و مؤسسات فرهنگی رژیم را به آتش کشیدند و تخریب کردند. رژیم جمهوری اسلامی در تمام دوران حیات خونبارش چنین ضربه‌ای از درون جنبش‌ها نخورده بود. این خشم و حرکت مسلحانه می‌تواند دو راه در پیش داشته باشد:

۱- در شرایط ضعف جنبش کمونیستی و عدم توانائی جنبش کارگری در متشکل و مسلح کردن خود و بخش‌های دیگر جنبش، حرکت مسلحانه تعداد اندکی از جوانان می‌تواند به جنبش چریکی بیانجامد؛ جنبشی از جوانان شجاع ولی جدا از توده‌ها. جنبشی که قهرمانان را به جای توده‌ها می‌نشاند. این حرکت باعث تضعیف نفوذ جنبش کمونیستی در طبقه کارگر و کند شدن تشکل‌یابی مردم و مسلح شدن آن‌ها می‌گردد.

۲- در شرایطی که جنبش کمونیستی بتواند گامی مثبت در جهت وحدت خود بردارد و عمیق‌تر با جنبش کارگری پیوند برقرار کند و بتواند سوسیالیسم را به خواست اکثریت طبقه کارگر و بخش‌های فقیر خرده بورژوازی تبدیل نماید، حرکت مسلحانه اخیر می‌تواند سمت بسیار مثبت مسلح شدن توده‌های ستمدیده علیه رژیم خونخوار جمهوری اسلامی را در پیش گیرد. در این شرایط و مساعد بودن شرایط بین‌المللی نبرد طبقاتی پرولتاریا علیه سرمایه‌داری حاکم در ایران به اولین مرحله استراتژیک خود یعنی فروپاشی نظام سرمایه‌داری دست می‌یابد.

در شرایطی که جنبش کمونیستی پراکنده‌تر گردد و جنبش کارگری باز هم در جنبش آینده در سایه قرار گیرد، گروه‌های سلطنت طلب و مجاهد و امثالهم با شدت و گسترش بیشتری در صحنه حاضر می‌شوند. ولی نه گروه‌های سلطنت طلب و نه مجاهد، آلترناتیو دولت‌های غربی به ویژه آمریکا در مقابل رژیم جمهوری اسلامی نیستند. برای غربی‌ها رژیم کنونی ایران بهترین رژیم است. ولی اگر در شرایطی نتوانند با آن کنار بیایند و یا رژیم با آن‌ها کنار نیاید، غرب برای سوار شدن بر جنبش مردم  نیروهائی را بر می‌گزیند که اولاً ظاهری مردم پسند داشته باشند، از پایه توده‌ای لازم برخوردار باشند و دارای آنچنان کیفیتی باشند که بتوانند درخواست‌های غرب را در پوشش‌های مردم پسند عرضه کنند.

در شرایطی که جنبش در پراکندگی و بی تشکیلاتی و بدون رهبری انقلابی دوباره اوج گیرد و غرب نیز آلترناتیو مساعدی در مقابل رژیم نداشته باشد، امکان عوض کردن مُهره و کودتا منتفی نیست.

رژیم ایران از همان روزی که اینترنت را قطع کرد به موازات قتل عام گسترده، به برچسب زنی و عوامفریبی گسترده نیز رو آورد. سپاه روحانیت و سلاح‌های مخرب آن از قبیل دامن زدن به خرافات، سمت دادن افکار زنان و دختران به تن فروشی، استفاده از مواد مخدر، کنترل بیشتر ایدئولوژیک – سیاسی در ادارات، دانشگاه‌ها و مدارس به ویژه مدارس دخترانه فعالتر از سابق خواهد شد. به موازات فقر و بی خانمانی گسترده‌تر و عمیقتر در آینده (تورم بیش از ۶۰ درصد بلافاصله پس از سرکوب خونین جنبش)، سپاه نظامی و روحانی باشدت بیشتری بر مردم یورش خواهند آورد.

جنبش‌های آینده همانند جنبش‌های گذشته دست رد بر  “پشتیبانی“ دولت‌های امپریالیستی و سرمایه‌داری غرب و شرق خواهند زد و توطئه‌های آن‌ها را برای وابسته کردن این جنبش‌ها به خود در شکل ارائه کمک‌های بشر دوستانه افشا خواهند کرد. دوستان واقعی بین‌المللی جنبش‌های آینده در ایران، طبقه کارگر و زحمتکشان و نیروهای مترقی کشورهای جهان هستند که هر روز آگاهتر، مصمم‌تر و متحد‌تر می‌شوند. طبقه کارگر و زحمتکشان ایران دست این پشتیبانان بین‌المللی را به گرمی می‌فشارند و از یاری آن‌ها استقبال  می‌کنند.

جنبش کمونیستی باید خود را برای این اوضاع آماده کند، وحدت اراده اعمال کند، سمت جنبش کارگری و ایجاد حزب کمونیست راستین ایران را در پیش گیرد. آیا ما کمونیست‌ها در این سمت حرکت خواهیم کرد؟ یا کمافی‌السابق می‌نشینیم تا جنبش‌ها یک یک فرا رسند و پایان یابند و ما برایشان اشک تمساح بریزیم.

نظم کمونیستی

۲۶ بهمن ۱۴۰۴

منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ