تازه‌ترین مقالات 

"مبارزان ضد امپریالیست"ی که جاده صاف کن امپریالیست‌اند

بشریت امروز در دوران امپریالیسم زندگی می‌کند، دورانی که ساختارهای قدرتمند امپریالیستی کلیه دولت‌های موجود را به انواع و طرق مختلف تحت سیطره خود دارد.

اگر در گذشته دولت‌های امپریالیستی بر دولت‌ها غیر امپریالیستی و یا کوچکتر از خود فرمان می‌راندند، امروزه ابر کنسرن‌های امپریالیستی بین‌المللی بر کلیه کشورها کشورها فرمان می‌رانند و کلیه دولت‌های امروزه عمدتاً سازمان‌های خدماتی این یا آن ابر کنسرن و یا اتحادیه چند ابر کنسرن بین‌المللی هستند. «آن‌‌ها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۹۰٪ تولید ناخالص جهان یعنی ۱۳۵٫۴۳۵٫۹۴۶٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار را در حیطه قدرت خود داشتند که امروزه حجم بیشتری را تحت کنترل گرفته‌اند.»

این ابر کنسرن‌های بین‌المللی بر چند زمینه اساسی فعالند:

۱- بر زمینه مالی: که به صورت بانک‌های عظیم بین‌المللی به صدور سرمایه مشغولند و در سطح جهانی مراکزی هستند که با شدت و قدرت تمام ثروت بین‌المللی را که چیزی جز ارزش اضافه تولید شده توسط کارگران و زحمتکشان جهان نیست، با مکنده‌های خود بالا می‌کشند. در رأس این بزرگترین بانک‌های جهان، چهار بانک چینی قرار دارد. بزرگترین بانک‌های چین که صدور سرمایه را هدایت می‌کنند دولتی هستند. بقیه دولتی – خصوصی‌اند. مثلا بانک China Merchants Bank یک بانک خصوصی غول پیکر بین‌المللی چینی است.

۲- صدور سرمایه: به لحاظ تئوریک و عملی، کشور سوسیالیستی سرمایه صادر نمی‌کند. در دوران لنین و استالین هیچگاه اتحاد شوروی به کشور دومی سرمایه صادر نکرد. زیرا صدور سرمایه به مفهوم استثمار طبقه کارگر کشوری‌ست که سرمایه به آن صادر می‌شود. بر مبنای اصولی که لنین در کتاب "امپریالیسم به مثابه بالاترین مرحله سرمایه‌داری" طرح می‌کند، صدور سرمایه مختص نظام امپریالیستی است. حتی در دوران رقابت آزاد نیز سرمایه صادر نمی‌شد بلکه کالا صادر می‌شود. ولی چین با این بزرگترین ابزارها در سطح بین‌المللی نسبت به هر کشور دیگر سرمایه‌داری بیشترین سرمایه را صادر می‌کند.

#

زمینه فعالیت

تعداد کنسرن با منشأ آمریکائی

تعداد کنسرن با منشأ چینی

۲

فناوری و دیجیتال

۲۳

۱۳

۳

انرژی و منابع طبیعی

۸

۷

۴

تولید و صنعت

۱۰

۱۰

۵

دارو سازی و بهداشت

۱۲

۹

۶

مواد غذائی

۱۰

۹

خلاصه این که در سال ۲۰۲۵ از ۵۰۰ ابر کنسرن بین‌المللی تعداد ۱۳۸ کنسرن با منشأ آمریکائی و ۱۳۰ ابر کنسرن بین‌المللی با منشأ چینی‌ست.

۳- اقتصاد با نقشه: آمارهای فوق نشان می‌دهد که اقتصاد چین نه یک اقتصاد با نقشه سوسیالیستی بلکه اقتصادی‌ست آزاد و تابع بازار آزاد بین‌المللی که پا به پای امپریالیسم آمریکا به رقابت سرمایه‌دارانه با دیگر کنسرن‌های بین‌المللی مشغول است. به عبارت دیگر اقتصاد چین یک اقتصاد سرمایه‌دارانه است و نه اقتصاد سوسیالیستی. از آنجائی که چین به طور وسیع به بسیاری از کشورهای آسیائی، آفریقائی، آمریکای لاتین و حتی اروپائی سرمایه‌ صادر می‌کند، یک کشور امپریالیستی است. در عین حال باید در نظر داشت که صدور سرمایه به یک کشور، نه برای ساختار مثبت آن کشور بلکه برای استثمار نیروی کار و چپاول منابع طبیعی آن کشور است. این از خصوصیت سرمایه‌داری و در ذات صدور سرمایه‌ نهفته است.

۴- همبستگی بین‌المللی: یکی از خصوصیات برجسته سوسیالیسم همبستگی بین‌المللی با کلیه زحمتکشان جهان با محوریت پرولتاریای صنعتی‌ست. این همبستگی در دوران لنین، استالین و مائوتسه‌دون با تمام قدرت و نیرو انجام می‌شد. این رهبران از مبارزات ضد استعماری، ضد استثماری و آزادیبخش طبقه کارگر کشورهای مختلف، ملل گوناگون و نیروهای متفاوت ضد امپریالیستی پشتیبانی می‌کردند.

ولی امروزه دولت چین از حرکات انقلابی طبقه کارگر در هیچ کشوری، از مبارزات آزادیبخش هیچ ملتی پشتیبانی عملی نمی‌نماید. بی رمق‌تر از نیروهای بزرگ امپریالیستی مثل امپریالیسم ایتالیا یا فرانسه بیانیه‌هائی امضا می‌کند که هیچ تأثیر عملی در پشتیبانی از این مبارزات ندارد. دولت چین نسل کشی فسطینینان غزه توسط اسرائیل را با خیال راحت نظاره کرد، در سازمان ملل مثل دیگر دولت‌های بورژوازی و امپریالیستی غری زدند و دست روی دست گذاشت. رفتار دولت چین به لحاظ عملی نشان داد که هیچ فرقی با امپریالیست‌های فرانسوی، انگلیسی، و ... ندارد. در کشورهای امپریالیستی تظاهرات میلیونی در پشتیبانی از مردم بی دفاع از مردمان بی پناه و شجاع غزه برگزار می‌شد ولی در چین حتی این پشتیبانی نیز از این مردم ستم دیده دریغ گردید.

۵- مسأله اعدام: مسأله بسیار مهمی که باید بدان اشاره شود این است که اکثریت مطلق مردمان جهان علیه اعدام موضع دارند. هر سال میلیون‌ها نفر علیه احکام اعدام به خیابان‌ها می‌ریزند و دولت‌هائی را که هنوز اعدام را اجرا می‌کنند، محکوم می‌نمایند. از جمله مبارزات مردم ایران علیه اعدام است.

ولی در چین هنوز اعدام با شدت برقرار است. دولت چین این امر را شدیداً مخفی می‌کند ولی گزارش‌های خبرنگاران، گردشگران و سازمان‌های حقوق بشری از تعداد بسیار بالای اعدام در چین سخن می‌گویند. به طوری که چین را در مورد اعدام بعد از ایران در بالاترین رتبه جهانی قرار می‌دهند.

از واقعیاتی که در فوق بدان اشاره رفت به روشنی می‌توان دریافت که چین با ماسک سوسیالیسم، یک امپریالیسم ابر قدرت جهانی‌ست.

چه موضعی باید در مقابل آن اتخاذ کرد؟ مبارزه علیه آن به عنوان یک نیروی امپریالیستی یا تبلیغ آن به عنوان یک کشور سوسیالیستی؟

ما با طرح یک سؤال سعی می‌کنیم قدری مسئله را بشکافیم.

اگر فردی در یک سازمان کمونیستی و یا یک سازمان پیشرو بگوید من امپریالیسم آمریکا را نیروی مترقی می‌دانم و باید با سیاست‌های آن همراهی کرد، آن سازمان کمونیستی و سازمان پیشرو با این فرد چه باید بکند؟

ما بر این نظر هستیم که یا این فرد باید نظرات سیاسی خود را مورد انتقاد قرار دهد و عمیقا ریشه‌های این انحراف را آشکار سازد و یا این که او را از سازمان و گروه اخراج کنند. زیرا در یک سازمان کمونیستی و یا پیشرو طرفداران امپریالیسم و خائنین جايی نباید داشته باشند.

این نه تنها در مورد امپریالیسم آمریکا بلکه در مورد همه نیروهای امپریالیستی صادق است. منتها امپریالیسم آمریکا امروزه دشمن اصلی و خونخوادر بشریت است که باید لب تیز حمله متوجه آن باشد. این بدان معناست که در عین مبارزه علیه همه نیروهای امپریالیستی و کلا سیستم امپریالسم ولی لبه نیز این حمله باید علیه امپریالیسم آمریکا سمتگیری شود.

به بیان دیگر دشمنِ دشمن من، دوست من نیست. یک نیروی امپریالیستی که با امپریالیسم امریکا در رقابت و دشمنی است مثل چین، دوست مردم جهان نیست بلکه یکی از دشمنان بزرگ مردم جهان و یکی از استثمارگران این مردم است.

متأسفانه امروزه هواداران این امپریالیسم نوخاسته در برخی از احزاب و سازمان‌های کمونیستی در سطح بین‌المللی و ایران نفوذ کرده‌اند. بیشتر احزاب و سازمان‌های تروتسکیستی که در دوران حاکمیت مائو تسه‌دون به طور وحشیانه‌ای علیه چین سوسیالیستی مبارزه می‌کردند، با آمدن دن سیائوپینگ به قدرت به هواداران این امپریالیسم جدید تبدیل شدند.

تعدادی نیز که ظاهراً تروتسکیست نیستند، به مبلغان ایدئولوژیک سیاسی چین استحاله یافته‌اند.

برای مثال در نشریه رنجبر ارگان حزب رنجبران ایران مقاله‌ای با امضای محسن رضوانی انتشار یافته است که در آن چنین آمده است: «همانطور که حزب کمونیست چین مدرنیزه کردن جامعه سوسیالیستی چین را وظیفه عمده جامعه قرار داده است.» (محسن رضوانی - مقاله "چپ‌های ضد امپریالیست و چپ‌های ضد اسلام سیاسی“ – نشریه رنجبر – ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۴) (تکیه از ماست)

همان طور که ملاحظه می‌شود، این آقا ساختار امپریالیستی حاکم بر چین را رنگ می‌کند و به جای سوسیالیسم به مردم می‌فروشد. این دفاع وقیحانه از یکی از بزرگترین نیروهای مهاجم امپریالیستی در جهان است، مهاجم در صدور سرمایه، استثمار نیروی کار جهانی و دامن زدن متقابل به جنگ تجاری با امپریالیسم خونخوار آمریکاست.

وجود چنین افراد و دیدگاه‌هائی، در یک حزب و یا سازمان، آن سازمان را به ابزار تبلیغاتی یک امپریالیسم نوخاسته تبدیل می‌کند. البته برخی از "کمونیست‌ها" نیز مایل هستند در حزب‌شان با این افراد و نیروها تعامل شود. این دیگر یک خیانت آشکار به مارکسیسم و معیارهای تشکیلاتی آن است.

در جای دیگر چنین می‌خوانیم: «دوران فرمانروایی بی‌چون و چرای امریکا، که با فروریزی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به اوج خود رسید، اکنون به شتاب به سوی فرودی ساختاری و شاید بازنگشت‌پذیر می‌رود. در برابر آن، جمهوری خلق چین نه تنها هم‌چون یک رقیب راهبردی، بل‌که هم‌چون یک نمونه جایگزین برای کشورداری، یک نیروی اقتصادی بی‌همتا و یک بازیگر بین‌المللی کارساز سر برآورده است ... از یک سو، الگوی نئولیبرالیستی زیر رهبری آمریکا جای دارد که دست‌کم در گفتار بر بازارهای آزاد، نهادهای چندگانه و گستراندن ارزش‌های مردمسالارانه پای می‌فشارد. از سوی دیگر، الگوی چین با سوسیالیسم چینی جای گرفته که در آن دولت، کارکردی چیرگی‌جویانه و راهبردی در اقتصاد دارد،...» (سایت توده‌ای‌ها – مقاله «فروپاشی نظم کهن و برآمد نظمی نو – گذار از یگانگی به چندگانگی»)

حزب توده نیز که با دنباله روی از سیاست رویزیونیستی خروشچف دشمن خونین چین سوسیالیستی زمان مائو تسه‌دون بود بعد از به قدرت رسیدن “رفیق“ دن سیائو پینگ، پشتیبان چین  “سوسیالیستی" شد. انشعابات بعدی از این حزب نیز همین سیاست را در پیش گرفتند.

این حرکات و سمتگیری‌ها گرایش شدید خرده بورژوازی میانه حال را که بیش از دشمنی با بورژوازی جهانی از سوسیالیسم بین‌المللی وحشت دارد، نشان می‌دهد.

افراد و یا سازمان‌هائی که امروزه پشتیبان چین سوسیال امپریالیستی هستند، ضد امپریالیست نیستند. آن‌ها طرفدار یک دولت امپریالیستی در دشمنی با دولت امپریالیستی دیگری هستند.

جنبش کمونیستی برای یک گام به پیش در سمت سوسیالیسم باید بتواند این گنداب‌ها را در درون خود خشک کند. هر گونه مماشات با این زباله‌های بورژوازی در درون جنبش کمونیستی خیانتی‌ست در سطح خیانت سازش با اشکال مختلف بورژوازی امپریالیستی.

نظم کمونیستی

۲۵ دی ماه ۱۴۰۴

منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوا برای اثبات نظرات خود پا را به اندازه کفش می‌بُرد. دستاوردها و تئوری‌های مارکسیستی را آن طور تفسیر و "تحلییل" میکند که نظرات خودش را اثبات کند. برای این "مارکسیست" جعل مارکسیسم برای اثبات نظراتش امری‌ست بدیهی. لذا او با وجدانی آرام به این خیانت می‌پردازد.