کارت امید مادر، طرحی که شکست را در خود داردرژیم ایران برای جلوگیری از کاهش جمعیت جوان و در نتیجه جلوگیری از کاهش جمعیت کشور، اقدام به انجام طرحی نموده است که بی ثمر بودن و شکست آن از هم اکنون آشکار است.
رژیم تصمیم گرفته است برای تشویق همسران به بچهدار شدن در سنین باروی ، به مادران با آوردن هر فرزند تا دو سال ماهی ۲ میلیون تومان کمک کند. این مبلغ باید هزینههای کودک را جبران کند. این طرح از ۱ فروردین ۱۴۰۵ اجرائی میشود.
چرا این طرح، همسران را به بچهدار شدن تشویق نمیکند و به افزایش نرخ رشد جمعیت جوان جواب مثبت نمیدهد؟ ما در زیر سعی میکنیم علل آن را تحلیل کنیم:
|
# |
سال |
تعداد فرزند از هر مادر |
|
۱ |
۱۹۶۵-۱۹۷۰ |
۴٫۸۵ |
|
۲ |
۱۹۷۰-۱۹۷۵ |
۴٫۴۵ |
|
۳ |
۱۹۷۵-۱۹۸۰ |
۳٫۸۴ |
|
۳ |
۱۹۸۰-۱۹۸۵ |
۳٫۵۹ |
|
جدول ۱- مأخذ: دانشنامه آزاد |
||
در یک جامعه سالم که ثروتهای تولید شده اجتماعی در خدمت رشد و تعالی کل جامعه قرار میگیرد و امنیت اقتصادی – سیاسی و فرهنگی حاکم است، تولید نسل به طور طبیعی به اولین هدف ایجاد خانواده تبدیل میشود. زیرا امنیت اقتصادی و اجتماعی مشوقهای قدرتمندی هستند که رشد جمعیت را بالا میبرد و جامعه را جوان نگهمیدارد. زمانی که این تضمینهای اجتماعی در کل جامعه حاکم نباشد، به طور طبیعی رشد جمعیت کاهش مییابد و جامعه پیر میشود.
نرخ باروری که در جدول شماره ۱ دقیقا نمایان است نشان از واقعیتی دردناک و دیر پا دارد.
در سال ۲۰۲۵ نرخ باروری در ایران به ۱٫۴۴ فرزند کاهش یافته است. یعنی هر زوج در سن باروری میتوانند فقط صاحب ۱٫۴۴ فرزند شوند. در نتیجه تعداد افراد جامعه نه تنها کاهش مییابد، (زیرا هر دو نفر (زوج) به ۱٫۴۴ نفر کاهش مییابد) بلکه با کم شدن تازه متولدین، تعداد افراد مسن نسبت به تعداد افراد جوان فزونی مییابد. متخصصین بر این باورند که «ادامه این روند مشکلات گستردهای در دهههای آینده به همراه دارد، از کاهش نیروی کار جوان و افزایش سهم سالمندان گرفته تا فشار مضاعف بر نظام سلامت، صندوقهای بازنشستگی، بازار کار و ساختار اقتصادی و رفاهی کشور.» (تسنیم) در ضمن رهبر فاشیست جمهوری اسلامی نیز دلمشغولی خود را در این مورد چنین بیان میکند: «نباید اجازه دهیم جمعیت کشور در چند دهه آینده به ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر برسد؛ آن هم با سهم بالای افراد ازکارافتاده.»
این کاهش نشانی از عدم امنیت اقتصادی – سیاسی و فرهنگیست. امنیت اقتصادی – سیاسی و فرهنگی سه پدیده اجتماعی درهم تنیده شده و لایتجزاست. نمیتوان آنها را از هم جدا کرد. تأثیر متقابل و عمیق آنها برهم، این پدیدهها را به یک پدیده سه وجهی تبدیل کرده است.
|
وسیله |
قیمت در سال ۱۴۰۰ |
قیمت در سال ۱۴۰۴ |
|
پوشک |
۱۰۰ هزار تومان |
۴۰۰ هزار تومان |
|
غذای کودک |
۱ تا ۳ میلیون تومان |
۵ تا ۱۰ میلیون تومان |
|
کالسکه ساده |
۴ تا ۲۰ میلیون تومان |
۴ تا ۱۵۰ میلیون تومان |
|
پوشاک |
۳ تا ۷ هزار میلیون تومان |
۵ تا ۱۵ میلیون تومان |
|
وسائل استحمام |
۱ تا ۳ میلیون تومان |
دو تا ۵ میلیون تومان |
|
جدول ۲ – آمار از KI |
||
مزد حداقل یک کارگر با خانواده ۴ نفره حدود ۱۶۲۴۷۵۲۷ تومان است در حالی که سبد معیشت یک کارگر یعنی مرز فقر ۵۸ میلیون تومان برآورد میشود. حال فرض میکنیم که یکی از افراد این خانواده تازه به دنیا آمده و مادر او مشمول کارت امید مادر میشود. به این ترتیب مقدار پولی که در ماه نصیب این خانواده میگردد ۱۸۲۴۷۵۲۷ میلیون تومان است. این خانواده با این مقدار دریافتی، مجبور است بیش از ۲۰ روز از ماه را با گرسنگی سرکند. باید در نظر گرفت که بالاخره بچه هزینه دارد. با توجه به آمار جدول شماره ۲ روشن میشود که ۲ میلیون تومان کارت مادر فقط هزینه ۱۰ روز بچه را کفاف میدهد و نه بیشتر. این در صورتی است که ۲ میلیون تومان کلا صرف هزینه کودک گردد ولی در خانوادهای که فقط ۱۸ میلیون تومان در ماه درآمد دارد و سبد معیشت ۵۸ میلیون تومان است، بخشی از ۲ میلیون تومان صرف هزینههای دیگر نیز میشود.
در ایران نرخ تورم بسیار بالاست. در سال ۱۴۰۴ نرخ تورم حدود ۵۰ درصد بود. ولی برای سال ۱۴۰۵ اطاق بازرگانی پیش بینی میکند که «دلار ۱۶۵ هزار تومانی و تورم ۹۰ درصدی در راه است.» در آن صورت ارزش ۲ میلیون تومان کارت امید مادر به ارزش ۱ میلیون تومان کارت نا امیدی مادر سقوط میکند.
ولی بالاخره با قسمتی از این ۲ میلیون تومانی که هر روز ارزشاش کم میشود و بخشی از آن نیز صرف برآوردن نیازهای دیگر خانواده میگردد، میتوان اندکی از نیازهای نوزاد را برطرف نمود. بعد از دو سال چه؟ کودک سه ساله نیازهای بیشتری نسبت به کودک ۱ تا ۲ ساله دارد. مخارج غذا، لباس، سلامتی و تفریحاش گرانتر است. با این مخارج چه باید کرد؟ دولت هیچ راه حلی در پیش پا ندارد.
زندگی یک انسان دو سال نیست. عمر متوسط زنان در ایران ۷۷٫۶ سال و مردان ۸۰ سال است. دولت طرحی بسیار نارسا، برای تأمین زندگی یک نوزاد تا دو سالگی ارائه داده (طرحی که اساساً هیچ مشکلی را نیز نمیگشاید) ولی انسان بیش از دو سال عمر میکند. بقیه زندگی او چه میشود. در اینجاست که تضمین امنیت اقتصادی هر فرد، پای شرایط عمومی اقتصادی کشور را به میان میکشاند. ۱۵ درصد کودکان این کشور کودکان کار هستند. این نشان میدهد که هیچ امنیت اقتصادی برای رشد و شکوفائی اکثریت کودکان و انسانهای جامعه وجود ندارد.
یک زوج پیش از فرزندآوری، سرنوشت کودکشان را تا ۴۰ سالگی در نظر میگیرند. پیش از به دنیا آمدن کودک به مخارج مدرسه، مخارج لباس، مخارج تغذیه سالم ، مخارج بهداشت و تفریح و شغل آینده او نیز میاندیشند. لذا ۲ میلیون تومان پول بی رمق و شکننده این مملکت هیچ تشویقی برای فرزند آوری به همراه نخواهد داشت. امروز دامنه خط مرگ خود را تا بیش از ۳۰ میلیون از مردم این کشور گسترده است. با ۲ میلیون هیچ مانعی از سر راه فرزندآوری برداشته نخواهد شد.
گسترش و تعمیق دائمی فقر در ایران عامل اساسی کاهش فرزندآوری است. زوجی که در یک اطاق فقیرانه زندگی میکنند و قادر نیستند اجاره ماهانه سرپناهشان را بپردازند، ۲ میلیون تومان چه تشویقی برای فرزند آوری آنها میتواند باشد؟
مادر و پدری که یک کودک سه ساله بیمار دارند و مخارج معالجهاش را نیز ندارند، چگونه میتوانند با کارت ۲ میلیونی بی ارزش برای آوردن فرزند دیگر تشویق شوند.
در نتیجه برای فرزند آوری، جامعه که دولت نماینده آن است باید امنیت اقتصادی عمومی شهروندانش را تضمین کند. این تضمین نه تنها در ایران وجود ندارد، بلکه هر روز اوضاع اقتصادی کشور آشفتهتر و نابه سامانتر میگردد. این عامل اساسی دوری زوجها از فرزندآوریست.
در کشورهای سرمایهداری قدرتمند مثل آلمان، تا اندازهای تضمینهای اقتصادی برای تأمین اقتصادی سالهای اولیه کودکی، رفتن به مدرسه، دانشگاه و یافتن شغل (مناسب و یا نا مناسب) وجود دارد. در چنین کشوری پرداخت سهمیه دیگری برای فرزند آوری مشوقیست علاوه بر مشوق اصلی یعنی تضمین اقتصادی برای کل جامعه، که میتواند زوجها را به فرزند آوری تشویق نماید. ولی در ایران تضمین اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عمومی برای کل جامعه وجود ندارد. لذا هر طرحی در این مورد با شکست و ناکامی رو به رو خواهد شد.
عامل دیگر جو ایدئولوژیک سیاسی بینالمللی و داخل کشور است.
هر فردی امروزه با تکنولوژی بالا و همه جا گسترده میتواند با اخبار و اوضاع بینالمللی آشنا شود. اوضاع بینالمللی آشفته است. برای رسیدن به ثروتهای بی کران و دسترنج زحمتکشان بین قدرتهای سرمایهداری جنگ و خونریزی مدام برپاست. اخبار مملو است از جنگ و خونریزی و کشتار، گرانی عمومی، تخریب محیط زیست، امواج پناهندگان کشورهائی که نیروهای امپریالیستی کشورشان را به مخروبه تبدیل کردهاند و مبارزات صدها میلیون از مردم ستم دیده در نقاط مختلف جهان.
اخبار داخلی مملو است از آشفتگی و نارسائیهای اقتصادی، گرانی و تورم افسار گسیخته، دستگیریهای گروهی و فلهای و اعدامهای مکرر و روزانه، درگیریهای روزانه خیابانی و کشته شدن جوانان و نو جوانان با گلولههای نیروهای مسلح رژیم. و مرگ سالانه ۵۷ تا ۵۹ هزار نفر ناشی از آلودگی آگاهانه هوا. دزدی، اعتیاد، تن فروشی و فروش دختران نو جوان و جوان به کشورهای اطراف، بخش قابل توجی از اخبار را به خود اختصاس داده است. این جو هولناک هر اعتمادی نسبت به آینده در این کشور را سلب میکند. هیچ عاملی در بین طبقه کارگر، زحمتکشان و اقشار میانه جامعه مشوق گسترش افراد یک خانواده نیست. هیچ اعتمادی نیز نسبت به آینده روشن فرزندان تازه از راه رسیده موجود نیست.
عامل سوم ممانعت در فرزند آوری، فرهنگیست که از مدیای رژیم در جامعه تزریق میگردد: دامن زدن به خرافات و جهل مذهبی، ایجاد شرایطی که برای ادامه زندگی باید دروغ گفت و به اصطلاح سر دیگران کلاه گذاشت، دیگران را اخاذی کرد، توسط دیگران اخاذی شد، دامن زدن به فرهنگ لومپنی که توسط مدیای رژیم با سرسختی دنبال میشود، شیوع فرهنگ انتقام کشی فردی و زن ستیزی تا حد بریدن سر همسر، خواهر و دختری که پا از قوانین شرعی شیعی بیرون نهاده است.
این اتمسفر و عوامل دیگر اجتماعی که در فوق ذکر آن رفت به صورت یک مجموعه در هم تنیده شده، عامل دوری از فرزند آوری است. رژیم ایران درمانده از حل اساسی این معضل، تا دو سال ماهی ۲ میلیون تومان برای هر نوزاد را راه چاره نشان میدهد و برای افزایش جمعیت به آن امید بسته است.
احتمالاً بسیاری از مادران فقر زده برای دریافت این “کمک“ دولتی تلاش خواهند کرد و به دریافت این مبلغ موفق خواهند شد ولی تلاش رژیم ایران برای ازدیاد جمعیت جوان به علت سیاست عمومی ضد کارگری و فقرزای اقتصادیاش، ناکام خواهد ماند.
نظم کمونیستی
۲۵ دی ماه ۱۴۰۴


