هوش مصنوعی و نگرانی بورژوازی
هوش مصنوعی یکی از دستاوردهای عظیم علمی بشر در ساختار سرمایهداریست.
هوش مصنوعی بر خلاف ادعاهای روشنفکران رمیده از عظمت این علم که آن را خلق الساعه میدانند دارای یک تاریخ تکامل چندهزار ساله است. اولین ماشین حساب در تاریخ بشر چرتکه است که در حدود ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد توسط سومریها اختراع شد و از حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد توسط ایرانیان مورد استفاده قرار گرفت. تکامل بعدی آن ماشین سوروبان است که توسط ژاپنیها ابداع گردید. این ماشین تقریباً همان چرتکه معمولی مورد استفاده در ایران است با گستردگی بیشتر.
بعد ماشین حساب پاسکال وارد میدان شد. سپس ماشین حساب ساده مکانیکی در اشکال مختلف اختراع شد. نتیجه تکامل این ماشین حسابها، اولین ماشین حساب الکترونیکی میباشد که در سال ۱۹۶۱ در جهان ظاهر شد. ولی
ماشین حساب الکترونیکی میتوانست به نیازهای اندک محساسباتی جواب دهد. سرعت پر شتاب روابط تجاری، تکامل فناوری و مبارزه طبقاتی و به ویژه درگیریهای نظامی بین کشورها ابزاری را میطلبید که بتواند اطلاعات مورد نیاز را با سرعت جمع آوری نماید و در عین حال در تور بستهای آنها را در اختیار مسؤولین یک دولت قرار دهد که در کشورهای مختلف مستقر هستند. این احتیاج باعث اختراع کمپیوتر گردید. کمپیوترهای اولیه فقط در اختیار نیروهای نظامی قرار داشت. ولی رشد تجارت، صنعت، فناوری و نیازهای نظامی بسیار سریعتر از تکامل کمپیوتر میباشد. این رشد پر شتاب نه تنها احتیاج به اطلاعات سریع دارد بلکه به اطلاعات تنظیم و طبقه بندی و تا اندازهای در اربتاط باهم قرار گرفته و تحلیل شده محتاج است. ناشی از چنین ضرورتی هوش مصنوعی وارد تاریخ بشر گردید.
هوش مصنوعی یک فناوری پیشرفته است که همانند یک اسب راهوار در خدمت کسی است که بر آن نشسته است. امروز در جهان نظام سرمایهداری حاکم است لذا سرمایهداران بر اسب هوش مصنوعی سوارند و آن را در خدمت اهداف استثماری و غارتگرانه خود، در خدمت جنگهای ویرانگر امپریالیستی و رقابتهای گروهی هدایت میکنند.
مهمترین استفاده سرمایهداری از هوش مصنوعی ایجاد ابزارهائیست که بتواند بجای انسان پروسه تولید را به پیش ببرد. یعنی به جای نیروی کار انسانی در پروسه تولید، روبوترهای مجهز به هوش مصنوعی به کار گرفته شود. این امر برای سرمایهدار بسیار با صرفهتر از به کارگیری نیروی انسانیست. لذا در عین این که سرمایهدار به ثروت هنگفتی دست مییابد، دهها هزار کارگر متخصص بیکار و سرگردان میشوند.
در گزارش مؤسسه پژوهشی بسیار معتبر آمریکائی میت (MIT) چنین آمده است: «محققان دریافتند که به ازای هر رباتی که به ازای هر ۱۰۰۰ کارگر در ایالات متحده اضافه میشود، دستمزدها ۰.۴۲ درصد کاهش مییابد و نسبت اشتغال به جمعیت ۰.۲ درصد کاهش مییابد - تا به امروز، این به معنای از دست دادن حدود ۴۰۰۰۰۰ شغل است. این تأثیر در مناطقی که رباتها مستقر هستند، قابل توجهتر است: اضافه کردن یک ربات دیگر در یک منطقه رفت و آمد (مناطق جغرافیایی مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اقتصادی) باعث کاهش اشتغال به میزان شش کارگر در آن منطقه میشود.»
ولی روند تکامل ربوترها با به کارگیری هوش مصنوعی ساعتی و روزانه است. هر روز روبوترهای تکامل یافتهتری پابه عرضه وجود میگذارند که قابلیت انجام کارهای متنوعی را دارند و میتوانند در یک لحظه وظائف متفاوتی را انجام دهند. به کارگیری این روبوترها اکنون در کشور چین در جریان است و میلیونها کارگر متخصص را بیکار کرده است. طبق گزارش فدراسیون بینالمللی رباتیک (IFR)، چین بیش از ۱ میلیون و ۷۵۰ هزار ربات صنعتی در کارخانههایش دارد. به عبارت دیگر در این کشور حداقل ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار متخصص از کارشان بیکار و سرگردان شدهاند.
طبق گزارش همان فدراسیون، تعداد رباتهای صنعتی فعال در کارخانههای آلمان حدود ۲۷۸۹۰۰ واحد در سال ۲۰۲۴ است.
چنانکه ملاحظه میشود سرمایهداری هر روز و هر لحظه رباتهائی را که با هوش مصنوعی مجهز هستند، بیشتر و بیشتر به جای انسان در تولید مینشانند و به فقر و مسکنت عمومی زحمتکشان عمق بیشتری میبخشند.
رادیو زمانه نیز که یک فرستنده وابسته غربیست این مسأله را قرار میکند: «رباتها وارد کارخانهها و حتی اتاقهای جراحی شدهاند؛ آینده کار انسانی در خطر است. گسترش هوش مصنوعی، حذف گسترده مشاغل و تمرکز بیسابقه ثروت را سرعت داده و میتواند موجی از بیکاری و نابرابری ایجاد کند.» (رادیو زمانه)
ما سه کشور از کلیه کشورهای جهان را مثال زدیم تا بُعد مخرب جای گزین کردن روبوتر مجهز به هوش مصنوعی به جای کارگر متخصص را بنمایانیم.
سرمایهداری هوش مصنوعی را در ساخت ابزارهای جنگی نیز به کار میگیرد. هواپیماها و تانگهای بی سرنشین و روبوترهای انسان نمای مسلح مجهز به هوش مصنوعی نیز در جنگها مورد استفاده قرار میگیرد.
هوش مصنوعی در اختیار انسانهای عادی نیز قرار دارد که از آن به صورت یک ابزار جستجوی سریع و همه جانبه استفاده میکنند ولی این هوش مصنوعی کاملاً تحت کنترل دولتهاست و اطلاعات آن را بر مبنای سیاستهای خود دستکاری میکنند.
هوش مصنوعی برای این که بتواند کارآمد شود باید کسانی دائماً آن را تصحیح کند. به این جهت این فناوری رایگان در اختیار من و شما قرار دارد تا مجاناً آن را تصحیح کنیم.
هوش مصنوعی در عین حال باعث نگرانی نظام سرمایهداری نیز هست:
هر فرماسیون اجتماعی مثل بردهداری و یا فئودالیسم، از همان اوان پیدایش و پروسه تکامل خود عوامل و شرایط فرماسیون بعد از خود را به وجود میآورد، رشد میدهد و در نهایت به حد کمال میرساند. به بیان دیگر هر فرماسیون اجتماعی با شدت و سرعتی که میتواند، فرماسیون بعد از خود را تدارک میبیند.
این روند قانونمند در مورد جامعه سرمایهداری نیز صادق است.
یکی از زمینههای تشدید استثمار طبقه کارگر و ستم فزاینده بر کل اکثریت جامعه، کار و تقسیم کار است. تقسیم کار به کار یدی و فکری، تقسیم هر رشته از کار به رشتههای فرعی و تقسیم رشتههای فرعی به فرعیتر و... در روند تقسیم کار، کار سادهتر، خستهکنندهتر، راندمان کار بیشتر و استثمار کارگر شدیدتر میگردد. کارگر غیر از یک حرکت مکانیکی، دائمی و خسته کننده که باعث انواع بیماریهای جسمی و روانی میگردد، کار دیگری نمیکند.
هوش مصنوعی در شکل روبوتر جای این کارگر را میگیرد و همان کار مکانیکی را انجام میدهد. در جامعه سرمایهداری، هوش مصنوعی باعث بیکاری جمعی، فقر کارگران و زحمتکشان و ثروت اندوزی سرمایهداران میگردد.
ولی هوش مصنوعی عاملیست که میتواند در پروسه تولید قرار گیرد و در یک فرماسیون سوسیالیستی از مشقت کار بکاهد، راندمان کار را بالا ببرد و باعث رفاه عمومی گردد.
در روند انقلاب سوسیالیستی طبقه کارگر به طبقه حاکم تبدیل میشود و خود بر اسب راهوار علم، از آن جمله هوش مصنوعی مینشیند و بر آن فرمان میراند.
یکی از معضلات جامعه سوسیالیستی وجود تقسیم کار است که ارثیه جامعه سرمایهداریست. جامعه سوسیالیستی باید این معضل را حل کند تا بتواند به طور نهائی استثمار انسان از انسان را از میان بردارد.
حال ببینیم مارکس و انگلس در این مورد چه میگویند:
«جامعهی کمونیستی که در آن هیچ کس دارای حوزهی خاصی از فعالیت نیست و میتواند در هر رشتهای که بخواهد موفق شود. جامعه، تولید همگانی را تنظیم میکند و بدین گونه برایم امکان پذیر میسازد که امروز کاری و فردا کاری دیگر را انجام دهم، صبح شکار کنم، بعد از ظهر به ماهیگیری بپردازم و عصر به دامداری، و چون دارای ذهن نیز هستم پس از شام نقد بنویسم، و اینها همه بدون این که هیچ گاه شکارچی، ماهیگیر، چوپان یا نقد نویس بشوم.» (مارکس و انگلس - ایدئولوژی آلمانی) در واقع در این ساختار اجتماعی انسان دارای آن ابزاریست که هم میتواند با آن ماهی بگیرد، هم بنویسد و هم دادمداری کند.
لنین با گذار رقابت آزاد به سیستم امپریالیستی قادر میشود موضع مارکس را قدری دقیقتر بیان کند:
«وقتی همه آموخته باشند که ادارهٔ امور اجتماعی و تولید را انجام دهند، و واقعاً این کار را انجام دهند، دیگر کسی نمیتواند از انجام این کار شانه خالی کند. وظایف ویژهٔ «کارگزاران رسمی» از میان میرود و ادارهٔ امور به کاری ساده و عمومی تبدیل میشود.» (لنین – دولت و انقلاب)
استالین در پروسه تکامل فناوری و پیشرفت جامعه سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی، به مسأله نزدیکتر میشود و روشنائی بیشتر بدان میبخشد:
«در مرحلهٔ بالاترِ کمونیسم، تفاوتهای اساسی میان کار فکری و کار یدی، و همچنین میان شهر و روستا از میان خواهد رفت و کار برای همه به نخستین نیاز زندگی بدل خواهد شد.» (استالین - مسائل اقتصادی سوسیالیسم)
با از بین رفتن کامل تقسیم کار، کمونیسم یعنی مرحله بالاتر از سوسیالیسم آغاز میشود. ولی تا رسیدن بدان مرحله باید بسیاری از کارها انجام شده باشد:
۱- باید ثروت اجتماعی تا حد هر کس به اندازه توانش و هر کس به اندازه نیازش تولید گردد.
۲- برای این کار باید فناوری هر چه بیشتر تکامل یابد و در نتیجه راندمان کار افزایش یابد
۳- مبارزه طبقاتی تا آنجا پیش رود که نه تنها ابزار تولید از مالکیت خصوصی به مالکیت اشتراکی در آمده باشد، بلکه فرهنگ، آداب و رسوم منحط سرمایهداری، شیوه تفکر آن و عادات نادرست مانده از ساختارهای پیش از سوسیالیسم ریشه برکند شده باشد.
یکی از عوامل مؤثر پیشرفت این روند سه گانه هوش مصنوعیست.
جامعه سرمایهداری تا آنجا که ممکن است کار را تقسیم کرده و میکند، جامعه سوسیالیستی باید عواملی را فراهم آورد که تفاوت کار فکری و یدی را و تقسیم کار در رشته های مختلف را از میان بردارد و مجموعه کار اجتماعی و جامعه را به یک کار “ساده و عمومی“ تبدیل نماید. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده برای این امر استفاده از هوش مصنوعی است.
هوش مصنوعی هیچگاه قادر نخواهد شد جای شعور انسانی بنشیند و از آن برتر رود. هوش مصنوعی هیچگاه قادر نخواهد شد روابط دیالکتیکی درونی پدیدهها و روابط بین پدیدههای مختلف را بررسی، درک و حل نماید. هوش مصنوعی یک برنامه بغرنج کمپیوتریست و قادر به ابداع هیچ چیزی از خود نیست. ولی هوش مصنوعی ابزاریست که پرولتاریا میتواند و باید از آن در پیشبرد مبارزه طبقاتی، تکامل آزمونهای علمی و ایجاد تعادل بین انسان و طبیعت استفاده کند.
در جامعه سرمایه داری هوش مصنوعی ابزار استثمار تشدید شونده طبقه کارگر است و در عین حال اهرمیست که گورکنان جامعه سرمایهداری میتوانند از آن در این امر بهرهگیرند. در جامعه سوسیالیستی هوش مصنوعی یکی از عوامل مهمی است که استثمار، ریشه طبقه استثمار کننده، و آداب منحط و عادات سرمایهداری را از بیخ و بن برمیکند.


