در مقابل یک آلترناتیو مترقی، حفظ وضعیت موجود ارتجاعیست
کارگران، زحمتکشان، خرده بورژوازی فقیر، خرده بورژوازی میانه حال و بخش تحتانی خرده بورژوازی مرفه که مجموعاً اکثریت قاطع جمعیت کشور را تشکیل میدهند، با رژیم کنونی حاکم بر ایران در تقابل آشتی ناپذیر قرار گرفتهاند. جنبش میلیونی اخیر که هزینه سنگینی را نیز متحمل شده است، دلیلی گویا بر این واقعیت است.
بورژوازی در اپوزیسیون نیز از مهرههای این رژیم ناراضی است و دل خونی دارد.
این شرایط، جامعه ما را بحرانی و آشفته کرده است. این بحران و آشفتگی تا زمانی ادامه دارد که راه خروج از بحران و آشفتگی خود را نشان ندهد و یا اگر نشان بدهد، اکثریت آن را نپذیرند.
به بیان دیگر تا زمانی که آلترناتیو سوسیالیستی خود را ننمایاند و مورد قبول اکثریت جامعه قرار نگیرد، در بر همین پاشنه میچرخد. جنبشهای اجتماعی اوج میگیرند و پس از لمحهای درخشش فروکش میکنند. در چنین شرایطی امکان یک کودتا از طرف ارتش و یا سپاه منتفی نیست. در این نظام هر تغییری روی دهد به ضرر زحمتکشان جامعه و به نفع بورژوازی داخلی و خارجی تمام میشود. فقر ادامه مییابد، بیماری و مرگ ناشی از آن گسترده میگردد، بی خانمانی اکثریت جامعه را در خود میفشرد، دزدی، جنایت و تن فروشی به اوج میرسد، مردم از جنگ در خاورمیانه بی نصیب نمیمانند و سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام روزافزونتر میگردد.
برای بیرون رفتن از چنین شرایط تحمل ناپذیر و مرگ آوری باید مبارزه قهر آمیز تودهای به سمت برپائی جامعه سوسیالیستی را سازمان داد.
ولی چه نیروئی موظف به چنین امر مهمیست؟ طبقه کارگر! فقط طبقه کارگر به عنوان تنها طبقه مترقی، پیشرو و به شدت استثمار و سرکوب شده قادر است دیگر اقشار جامعه را که مایل به بیرون رفتن از چنین شرایط هولناکی هستند رهبری و متحد کند (جبهه متحد) و برای برپائی سوسیالیسم مبارزه قهرآمیز علیه بورژوازی را سازمان دهد.
ولی طبقه کارگر به خودی خود قادر به درک و فهم سوسیالیسم نیست. برای این امر حزب کمونیست راستین ایران لازم است. ولی این حزب از درون مبارزات اقتصادی و خود به خودی طبقه کارگر نمیتواند پا به عرصه وجود گذارد. مبارزات اقتصادی و حتی سیاسی طبقه کارگر علیه رژیم حاکم نمیتواند پرولتاریا را در موقعیتی قرار دهد که بتواند حزب سیاسی خود را از درون خود سازمان دهد. لنین در چه باید کرد مینویسد: «تاریخ تمام کشورها گواهی میدهد که طبقه کارگر با قوای خود منحصراً میتواند آگاهی تردیونیونیستی حاصل نماید، یعنی اعتقاد حاصل کند که باید تشکیل اتحادیه بدهد، بر ضد کارفرمایان مبارزه کند و دولت را مجبور به صدور قوانینی بنماید که برای کارگران لازم است و غیره. ولی آموزش سوسیالیسم از آن تئوریهای فلسفی، تاریخی و اقتصادی نشو و نما یافته است که نمایندگان دانشور طبقات دارا و روشنفکران تتبع نمودهاند. خود مارکس و انگلس موجدین سوسیالیسم علمی معاصر نیز از لحاظ موقعیت اجتماعی خود در زمرهء روشنفکران بورژوازی بودند.»
صحت این نظریه را پروسه تشکیل حزب کمونیست بلشویک روسیه، حزب کمونیست چین و حزب کمونیست ایران در ۱۹۲۰ گواهی میدهد.
جنبش کمونیستی ایران در کجای تاریخ ایستاده و در چه شرایطی قرار دارد؟
این جنبش پس از ایجاد حزب کمونیست ایران در ۱۹۲۰ و سرکوب آن توسط رضا شاه در جریان سرکوبهای خونین و مبارزه طبقاتی بسیار بیرحمانه درونی، امروز به صورت هزاران کمونیست غیر متشکل و دهها حزب و سازمان و گروه در خارج از کشور و بخشاً در داخل کشور در پراکندگی به سر میبرد. نارنجک منفجر شدهایست که هنوز هم در حال انبساط و پراکندگی بیشتر است.
این وضعیت حال جنبش کمونیستی ایران است.
در مقابل چنین وضعیت پراکندهای، آلترناتیو ایجاد حزب یکپارچه، منسجم و کارگری ایران قرار دارد.
تاریخ از جنبش کمونیستی میخواهد که با رها کردن پراکندگی، وحدت و انسجام را در پیش گیرد، به سوی طبقه کارگر رود و حزب سیاسی این طبقه را ایجاد کند. این امرِ تاریخ است. تاریخ ما را در مقابل پراکندگی، به انسجام و وحدت اراده میخواند.
جنبش عظیم دمکراتیک مردم ایران تا کنون چندین بار به اوج رسیده و فروکش کرده است. یکی از عوامل مهم فروکش این جنبش و به نتیجه نرسیدن آن (خارج نشدن از نظام سرمایهداری) پراکندگی جنبش کمونیستی و در نتیجه عدم وجود حزب کمونیست راستین ایران است.
جنبش عمومی مردم و در مرکز آن طبقه کارگر از ما میخواهد که به این پراکندگی پایان دهیم. یکی شویم و سازمان فولادین و منسجمی را برای رهبری طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران به وجود آوریم. تاریخ مبارزه طبقاتی نیز این را از ما میطلبد.
ماندن در وضعیت حاضر یعنی تحکیم پراکندگی. حرکت به سوی وحدت عمومی جنبش کمونیستی یعنی نفی پراکندگی.
ما باید به تاریخ جواب مثبت بدهیم.
هر کمونیست و یا سازمان کمونیستی که فراموش نماید، وظیفه تاریخاش ایجاد حزب کمونیست و کارگری شدن آن میباشد و فقط برای حفظ خود فعالیت کند و پراکندگی را تثبیت نماید، ارتجاعی و عقبگراست.
تا وقتی در مقابل بورژوازی آلترناتیو علمی قرار نداشت، یعنی در دوران شکوفائی سرمایهداری، سرمایهداری مترقی بود. ولی وقتی آلترناتیو آن پا بر عرصه وجود گذاشت یعنی سوسیالیم علمی وارد تاریخ شد، ساختار بورژوازی به یک پدیده عقب مانده و ارتجاعی تبدیل گردید. دقیقا همین مناسبات در مورد جنبش کمونیستی ایران صادق است. در مقابل پراکندگی ما، آلترناتیو ایجاد حزب کمونیست متحد و منسج قرار دارد. خواست حفظ وضعیت موجود، یعنی حفظ پراکندگی و تحکیم خود. این ارتجاعیست.
امروزه تمام سازمانهای جنبش کمونیستی ایران فقط به کار خود مشغولند. ایجاد شوراهای چپ و کمونیست نیز مشغول شدن به کار خود و کارهای فرعی است. این خود مشغولی را میتوان در این یافت که این سازمانها هیچ برنامه، سیاست و تاکتیکی برای ایجاد وحدت اراده و یکی شدن اکثریت جنبش کمونیستی ایران ارائه نکردهاند. آنها برای تحکیم و گسترش خود برنامه دارند ولی برای وحدت اراده کل جنبش کمونیستی هیچ ندارند. این یعنی تلاش در حفظ وضع موجود. این تلاش ارتجاعیست.
این پراکندگی ریشه ایدئولوژیک در اقشار میانه و تقریبا مرفه دارد. مارکس و انگلس در مانیفست حزب کمونیست چنین میگویند: «صنوف متوسط، یعنى صاحبان صنایع کوچک، سوداگران خردهپا، پیشهوران و دهقانان، همگى براى آنکه هستى خود را، بعنوان صنف متوسط، از زوال برهانند، با بورژوازى نبرد میکنند. پس آنها انقلابى نیستند بلکه محافظه کارند. حتى از این هم بالاتر، آنها مرتجعند. زیرا میکوشند تا چرخ تاریخ را به عقب برگردانند.»
به بیان دیگر ماندگاری در وضعیت موجود و عدم تلاش برای تغییر مثبت آن، ارتجاعیست.
ما میدانیم که جنبش کمونیستی پراکنده ایران نمیتواند مستقیماً به ایجاد حزب بپردازد. لذا پروسه ایجاد حزب طولانی و گام به گام خواهد بود. اولین گام آن ایجاد شرایطی است که رهبران و فعالین سازمانهای کمونیستی در یک جا جمع شوند و در جهت ایجاد وحدت اراده اولیه برای کارگری شدن و ایجاد حزب مشورت کنند. ما این نشست را کنفرانس نامیدهایم.
روشن است که در این کنفرانس مبارزه ایدئولوژیک حادی جریان خواهد یافت ولی با روحیه رفیقانه و با حرکت از منافع طبقه کارگر میتوان و باید از این مبارزه راهکارهای اولیه را برای یافتن تاکتیکهای لازم جهت ایجاد حزب اتخاذ نمود. در ادامه چنین حرکتی جنبش کمونیستی از نخالهها تصفیه خواهد شد، عناصر صادق و استوار به هم نزدیک خواهند گردید و به امر تاریخ پاسخ مثبت خواهند داد.
برای بیرون رفتن از وضعیت حاضر تلاش کنیم!
منافع پرولتاریا را فوق منافع خود، سازمان و گروه خود قرار دهیم!
پیش به سوی کارگری شدن جنبش کمونیستی و ایجاد حزب کمونیست راستین و سراسری ایران!
نظم کمونیستی
۲۶ بهمن ۱۴۰۱


