سندیکاهای فرانسوی: جان رضا شهابی و حسن سعیدی در خطر است!

علیرغم این که سازمان های بین المللی مختلف در طی چند هفته گذشته، سازمان جهانی کار و مقامات ایرانی را مورد خطاب قرار داده اند اما سندیکالیست ها و معلمان کماکان زندانی  بوده ویا تحت پیگرد قانونی قرار دارند.
رضا شهابی، فعال سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (واحد) از روز دوشنبه ۲۲ خرداد در اعتصاب غذا به سر می برد. جان او اکنون در خطر است. حسن سعیدی، یکی دیگر از فعالان سندیکای واحد نیز یک هفته است که دست به اعتصاب غذا زده است.
 به خانواده های شان اجازه ملاقات آن ها را نداده اند. هنگامی که همسران و فرزندان آن ها اعتراض کردند، مسئولان زندان گفتند که قاضی، رضا شهابی و حسن سعیدی را از حق تماس گرفتن یا داشتن ملاقات محروم کرده است. همین امر در مورد سایر معلمان و سندیکالیست های زندانی از جمله آقای کیوان مهتدی، خانم انیشا اسداللهی، خانم ریحانه انصاری نژاد، آقای رسول بداقی، آقای جعفر ابراهیمی و آقای محمد حبیبی نیز صدق می کند.
گفتگو با خانواده و ملاقات با آن ها در زندان جزو حقوق زندانی است. این که مقامات ایرانی این حقوق را مراعات نمی کنند غیر قابل توجیه است!
همانطور که سندیکای واحد توضیح می دهد: «به هیچ وجه فعالیت سندیکایی غیرقانونی نیست، به خصوص این که ایران عضو سازمان جهانی کار است». افزون آن که چندین نماینده سندیکای واحد تاکنون به دعوت سندیکاهای فرانسه به اروپا آمده اند.
حتی در ژوئن  ۲۰۱۸ هیأتی از سندیکالیست های ایرانی از جمله رضا شهابی همراه با نمایندگان چندین اتحادیه‌های کارگری اروپایی و بین‌المللی در ژنو با مقامات سازمان جهانی کار دیدار رسمی داشتند.
ما از تمامی سازمان ها و افراد مدافع حقوق مزدبگیران و حقوق بشر می خواهیم که بار دیگر به مقامات ایرانی اعتراض کنند و خواستار آزادی فوری سندیکالیست های زندانی و رفع اتهامات علیه آن ها شوند.
پاریس، 5.7.2022
کنفدراسیون فرانسوی دموکراتیکِ کار (س اف دِ تِ)
کنفدراسیون عمومی کار (س ژِ تِ)
فدراسیون سندیکائی متحد (اِف اِس او – فرهنگیان)
اتحادیه سندیکائی برای همبستگی (سولیدر)
اتحادیه ملی سندیکاهای امستقل (اونسا)

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوای مارکسیست شده، سعی میکند تافته جدا بافته باشد، از نظر سیاسی همیشه قدری با دیگران زاویه داشته باشد تا بتواند خود را بنمایاند. برای این خرده بورژوا منافع پرولتاریا محلی از اعراب ندارد، آنچه او را به حرکت در میآورد، مرکز قضایا بودن خودش است. خرده بورژوا عاشق میکرفن است. نشستن در کنار انسان‌های اسم و رسم دار و جا گرفتن در موقعیت‌هائی که بتواند به پول و پله‌ای خود را نزدیک کند، از اهداف همیشگی زندگی اوست.