تازه‌ترین مقالات 

دوستان و دشمنان مردم کیانند!

پس از خیزش عظیم مردم در ۱۴۰۱، بار دیگر در دی ماه ۱۴۰۴ شورش مردم  به جان آمده علیه رژیم جمهوری اسلامی آغاز شد و پس از لمحه‌ای چند روزه آرام آرام فرو نشست. در این اوج و فروکش حماسه‌های افتخارآفرینی از جانب جوانان این کشور شکل گرفت، به نظامیان حمله می‌کردند و مؤسساتش را به آتش می‌کشیدند. دست خالی به نظامیان تا دندان مسلح یورش می‌بردند و آن‌ها را عقب می‌راندند. کشته می‌شدند ولی عقب نمی‌رفتند. جان می‌دادند ولی دم فرو نمی‌بستند. رژیم فاشیستی ایران به کشتار تمام و کمال رو آورد. بیش از ۴۰ هزار کودک، نو جوان و زن و مرد هدف شلیک نیروهای مسلح قرار گرفتند و جان فشاندند. هزاران نفر دستگیر شدند که پس از حکم اعدام، جانشان را از دست خواهند داد. این خیزش که بر عرش می‌کوبید، گام به گام راه‌های آزادی خود را نمایان می‌ساخت و به صورت تجربه به گنجینه تجارب مردم اضافه می‌گردید. در نتیجه این اوج و فروکش جنبش دارای دستاوردهائی بود که ما سعی می‌کنیم بدانها بپردازیم:

 "وای به روزی که مسلح شویم." این ایده قهر مسلح است که ضرورت اعمالش را علیه رژیم مسلح می‌نمایاند. شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی" که با مبارزه علیه فقر همراه گردید، گرایش نا آگاه به سوسیالیسم را بیان می‌کند. جنبش کمونیستی موظف است این تجارب را به صورت سیاست‌های انقلابی جهت متشکل کردن توده مردم و مسلح شدن آن‌ها علیه رژیم، به مردم ارائه دهد.

در عین حال مشکلات درونی و بیرونی این جنبش مردمانی را به فکر یافتن پشتیبان خارجی انداخت. پشتیبان خارجی همیشه ضروری‌ست. ولی کدام پشتیبان خارجی‌؟ در جواب به این سؤال دو راه مطرح شد:

۱- پشتیبانی دولت‌های غربی به ویژه آمریکا از مبارزات مردم ایران ؟

۲- پشتیبانی مادی و معنوی کارگران و ستم دیدگان جهان از مبارزات مردم ایران؟

اکنون ما به هر دو طرح می‌پردازیم:

۱- پشتیبانی دولت‌های غربی به ویژه آمریکا از مبارزات مردم ایران؟

معمولاً خرده بورژوازی مرفه و بورژوازی در اپوزیسیون در تقابل با رژیم حاکم سعی می‌کنند پشتیبانی هم‌طبقه‌ای‌های خود در کشورهای غربی را به دست آورند. این هم‌طبقه‌ای‌ها در کشورهای غربی طبقه حاکم را تشکیل می‌دهند، دولت‌های غربی هستند. بورژوازی در اپوزیسیون می‌خواهد توسط دولت‌های سرمایه‌داری، رژیم جمهوری اسلامی را بروباند و با یاری آن‌ها خودش به عنوان نماینده قشر دیگری از طبقه سرمایه‌داری در ایران رژیم خود را حاکم سازد. خرده بورژوازی متوسط و مرفه نیز می‌خواهند با یاری نیروهای امپریالیستی رژیم را بروباند . این خرده بورژوازی مثل بورژوازی فقط می‌تواند تا نوک دماغ‌اش را ببیند. منافعِ در آن لحظه‌ای که ایستاده برایش مهم است. برای‌اش مهم است که نقدا از شر جمهوری اسلامی که او را به ورشکستگی کشانده راحت شود، کسب و کارش را راه بیاندازد، بقیه مسائل برایش محلی از اعراب ندارد.

سلطنت طلبان به آمریکا و اسرائیل هزار وعده می‌دهند تا کمک کنند و رژیم جمهوری اسلامی را به رژیم سلطنتی رضا پهلوی تبدیل نمایند. جبهه ملی و نهضت آزادی و احزاب و افرادی از این دست خواهان پشتیبانی دولت‌های اروپائی هستند.

یک نگاه تاریخی:

الف- آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلستان در سال ۱۸۸۵ در کنفرانس برلین، کنگو را به پادشاه بلژیک هدیه کردند تا به زندگی مردم رسیدگی کند. لئوپلد ۱۰ میلیون نفر از اقشار تهیدست و میانه کنگو را قتل عام کرد و در این مابین معادن بی نظیر کنگو توسط آمریکا و کشورهای فوق به غارت رفت.

ب- آمریکا و بلژیک در ۱۹۶۰ برای "آزادی" مردم کنگو حکومت پاتریس لومومبا را سرنگون و از موبوتو سسه سکو (یک دیکتاتور نظامی) پشتیبانی نمودند. در زمان موبوتو صد‌ها هزار نفر قتل عام شدند.

پ- آمریکا به “مردم“ لیبی “کمک“ کرد تا قذافی را که کشور سرمایه‌داری پر رشدی را سازمان داده بود، سرنگون سازند. پس از آن لیبی دچار جنگ داخلی شد و امروز از لیبی قذافی جز خرابه‌ای باقی نمانده است. معادن و نفت لیبی نیز توسط دولت‌های غربی، به ویژه آمریکا غارت می‌شود.

ت- نتیجه “کمک“ آمریکا در “آزاد سازی“ مردم سوریه و حاکمیت شبه فاشیستی احمد الشرع، برای مردم جهان کاملاً روشن است.

در عراق، تونس، افغانستان و غیره نیز همین روال جریان داشته است.

لذا، در مبارزه علیه یک نیروی مرتجع نمی‌توان به نیروی مرتجع دیگر تکیه کرد. علیه فاشیسم جمهوری اسلامی نمی‌توان بر فاشیسم اسرائیلی و یا فاشیسم ترامپی تکیه نمود. این تکیه جز خون و کشتار بیشتر مردم و غارت ثروت‌های عمومی کشور نتیجه‌ای ندارد. این نیروها نه تنها دوستان مردم نیستند بلکه دشمنان قسم خورده مردم‌اند.

در نتیجه “آزاد سازی“ مردم ایران توسط دولت‌های غربی و یا امپریالیست‌های شرقی خیانت آشکار به مردم به ویژه زحمتکشان ایران است. یک نمونه زنده: دولت چین ادعای سوسیالیستی می‌کند و خود را طرفدار مردم ستم دیده جهان جا می‌زند. موضع چین در مورد جنبش اخیر مردم و کشته شدن بیش از ۴۰ هزار نفر و زخمی و زندانی شدن ۳۳۰ هزار نفر دیگر توسط رژیم جمهوری اسلامی، چنین است: «چین از دولت و مردم ایران حمایت می‌کند و امیدوار است بتوانند بر مشکلات فعلی فائق آیند و ثبات ملی را حفظ کنند. هم‌زمان، ما با دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سایر کشورها مخالفیم و استفاده یا تهدید به استفاده از زور در روابط بین‌الملل را پشتیبانی نمی‌کنیم.» این موضع اولاً یک موضع آشتی طبقاتی است. چطور می‌شود هم از یک رژیم فاشیستی حمایت کرد و هم از مردمی که تحت این رژیم لت و پار می‌شوند؟ دوماً این دقیقا پشتیبانی از رژیم جمهوری اسلامی ایران است. زیرا خنثی بودن در یک درگیری که یک طرف به قتل عام مشغول است، پشتیبانی از قتل عام کننده است. در مورد مخالفت با دخالت نیروهای خارجی، فقط مخالف دخالتگری نیروهای امپریالیستی غربی‌ست ولی خود تمام شریانات اقتصادی ایران را در دست دارد.

۲- پشتیبانی مادی و معنوی کارگران و ستم دیدگان جهان از مبارزات مردم ایران.

زحمتکشان ایران، یعنی استثمار شدگان این کشور و نیروهای مترقی نیز در صحنه بین‌المللی پشتیبانان قدرتمندی دارند. این پشتیبانان عبارتند از کارگران و زحمتکشان و آزادیخواهان مترقی کشورهای مختلف. به این جهت پشتیبانی آن‌ها از مردم ایران علیه رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، بخشی از مبارزه علیه کل استثمار کنندگان در صحنه بین‌المللی‌ست. علیه بورژوازی جهانی‌ست.

طبقه کارگر با شامه طبقاتی‌اش دولت‌های امپریالیستی را دشمن ذاتی خود می‌نگرد. در حالیکه با هم‌طبقه‌ای‌های خودش در سطح بین‌المللی پیوند روز افزون فشرده‌ای برقرار کرده است.

طبقه کارگر، زحمتکشان و نیروهای مترقی جامعه ایران، دوستان بین‌المللی خود را استثمار شوندگان کلیه کشورهای جهان می‌دانند و سعی می‌کنند پشتیبانی آن‌ها را جلب کنند.

با وجود این که این پشتیبانان واقعی به گستره بیش از ۶ میلیارد نفراند، ولی متشکل نیستند، رهبری انقلابی ندارند، مبارزه‌‌شان پراکنده است و نمی‌توانند در سطح جهانی متحداً و با برنامه واحد عمل کنند. با این وجود یکی از تأثیر گذارترین عوامل در شکست و یا پیروزی این و یا آن سیاست بین‌المللی است.

یک نگاه تاریخی:

الف- در جنگ مردم ویتنام علیه امپریالیسم فرانسه و بعد آمریکا یکی از عوامل شکست آمریکا در ویتنام، پشتیبانی همه جانبه مردم جهان از مبارزات مردم ویتنام بود. پشتیبانی مردم جهان در این وسعت، دولت آمریکا را تا نهایت منفرد و منفور کرده بود. این مبارزات به مردم ویتنام نیرو می‌بخشید و در زمینه‌های مختلف کمک‌های مادی می‌نمود. در ویتنام هزاران جوان کار و زحمت از سراسر جهان به صورت سرباز خدمت می‌کردند و برای آزادی ویتنامی‌ها از غلاده‌های امپریالیستی جان خود را نثار می‌نمودند.

ب- همین دوستان بین‌المللی بودند که با مبارزات گسترده خود سیاست‌های اسرائیل و آمریکا در غزه را محکوم به شکست کردند.

پ- در سال ۱۴۰۱ بیش از ۸۰ سندیکای معتبر کارگری در کشورهای امپریالیستی پشتیبانی خود را از مبارزات کارگران ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی اعلام نمودند.

این‌ها – طبقه کارگر و زحمتکشان و نیروهای مترقی بین‌المللی – پشتیبانان واقعی آزادی مردم ستم دیده ایران هستند. این پشتیبانان هیچ منافعی جز آزادی مبارزان یک منطقه از جهان و آزادی خود از قید امپریالیسم و سرمایه‌داری داخلی ندارند.

در نتیجه تمام نیروهای سرمایه‌داری و امپریالیستی حاکم بر کشورها، تمام اعوان و انصار آن‌ها، تمام جاده صاف کنان امپریالیست‌های شرق و غرب دشمنان آشتی ناپذید مردم‌اند. "کمک" آن‌ها به ویرانی و فقر و بی خانمانی بیشتر توده‌های ستم دیده کشور می‌انجامد.

تمام نیروهای ضد سرمایه‌داری و ضد امپریالیست در سطح بین‌المللی که با مبارزه مستمرشان از خواست‌های دمکراتیک توده‌ها پشتیبانی می‌کنند و سمت سوسیالیسم و ترقی را در پیش می‌گیرند و برای رسیدن به این ساختار انقلابی از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند، دوستان و پشتیبانان پایدار و مطمئن مردم‌اند.

نظم کمونیستی

۲۶ بهمن ۱۴۰۴

منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ